• صفحه نخست

  • شهدای شرکت پارس خزر

  • انجمن اسلامی پارس خزر

  • گروه جهادی شهدای پارس خزر

  • پخش زنده

  • تماس با ما


  • شجره طيبه

    • دستور العمل شجره طيبه

    • مباحث بصيرتی

    • احاديث معصومین(ع)

    • آموزش قرآن

    • احکام

    • وصيتنامه امام خمينی ره

    • موضوعات کلام رهبری

    • وصيت و خاطرات شهدا

    • بايگانی عملکرد شجره طيبه

    • کیفی سازی صالحین

  • امام جماعت

    • انجمن اسلامی پارس خزر

    • احاديث

    • سخنرانی

    • مباحث روز

    • عملکرد پايگاه وانجمن

    • اطلاع رسانی پايگاه

  • واحد شهدا

    • شهدای شرکت پارس خزر

    • شهدای شاخص گيلان

    • شهدای شاخص سال

    • شهدای شاخص ايران

  • مهدويت

    • مهدی موعود

    • آخر زمان

    • شبهات مهدويت

  • معارف

    • نهج البلاغه

    • مفاتيح الجنان

    • صحيفه سجاديه

    • احکام و رساله

    • زندگی نامه علما

    • درباره ائمه اطهار (ع)

  • کتابخانه

    • فرهنگی اجتماعی

    • سياسی

    • مذهبی

    • اقتصادی

    • رمان

    • مقالات

    • فيلم و کليپها

    • صوتی

  • نرم افزار

    • کامپيوتر

    • موبايل

    • سايت موبايل

    • دریافت کد

  • گروه جهادی

    • کار گروه فرهنگی

    • کار گروه بهداشت و درمان

    • کار گروه کشاورزی

    • کار گروه عمران

















پايگاه مقاومت و انجمن اسلامی شهدای پارس خزر


فرهنگی – اجتماعی – سیاسی – اقتصادی



۲۲ بهمن
۲۲ بهمن
ولادت حضرت قائم عجل الله
ولادت حضرت قائم عجل الله
امام
امام
شاه رفت
شاه رفت
پايگاه مقاومت و انجمن اسلامی شهدای پارس خزر
پايگاه مقاومت و انجمن اسلامی شهدای پارس خزر
شهدای شرکت پارس خزر رشت

شهدای پارس خزر
پارس خزر
لیست تقدیر نامه ها، پارس خزر
گالری عکس عملکرد پایگاه
نخبگان شهید
شهدای شاخص استان گیلان
شهدای شاخص ایران
شهدای شرکت پارس خزر
شهدای شاخص سال
  • شهدای پارس خزر

  • شهدای پارس خزر
    شهدای پارس خزر
    پايگاه مقاومت و انجمن اسلامی شهدای پارس خزر
    10
    شهید احمد حسینی محل شهادت:: شلمچه تاریخ شهادت:: 1365/10/28
    2
    شهید محمد ابراهیم معصومی محل شهادت:: دربندی خان عراق تاریخ شهادت:: 1365/02/19
    6
    شهید ناصر خوش انس محل شهادت:: رشت توسط منافقین تاریخ شهادت:: 1361/07/03
    شهید-غلامرضا-شب-زنده-دار
    شهید غلامرضا شب زنده دار محل شهادت:: دهلران تاریخ شهادت:: 1362/12/25
    شهید-محمد-جواد-تند-گویان
    شهید محمد جواد تند گویان محل شهادت:: اردو گاه عراق تاریخ شهادت:: 1370/09/29
    شهید صفر باهری مقدم
    شهید صفر باهری مقدم محل شهادت:: سید صادق عراق تاریخ شهادت:: 1367/10/09
    شهید یوسف صفر زاده
    شهید یوسف صفر زاده محل شهادت:: سید صادق تاریخ شهادت:: 1359/12/15
    شهید علی صداقتی
    شهید علی صداقتی محل شهادت:: ماهوت عراق تاریخ شهادت:: 1366/11/25
    شهید رمضانعلی امید واری
    شهید رمضانعلی امید واری محل شهادت:: عراق تاریخ شهادت:: 1360/01/31
    شهید سید محمد اسحاقی
    شهید سید محمد اسحاقی محل شهادت:: شلمچه تاریخ شهادت:: 1365/10/19
  • شهدای پارس خزر





  • شهدای صالحین

  • طلبه شهیده بانو کربلایی زهرا دقیقی
    طلبه شهیده بانو کربلایی زهرا دقیقی
    دانش آموز بسیجی سید محمد علی فلاح عباسی
    دانش آموز بسیجی سید محمد علی فلاح عباسی
    سردار شهید هدایت درویشوند (17)
    سردار شهید هدایت درویشوند






  •  


  •  

  •  


  • موضوعات سایت

    • بیانات رهبری
    • مهدی موعود
    • فيلم و کليپ
    • مباحث روز
    • احاديث
    • کامپيوتر
    • عملکرد شجره طیبه


  • مطالب اتقافی

    • نماهنگ | این استقامت است
    • نرم‌افزار جاذبه حسینی ویژه پیاده‌روی اربعین ( اندروید )
    • مقاله دهه فجر ۱۲بهمن بازگشت امام خمینی (ره) به ایران
    • سابقه استفاده از بازی ها به عنوان ابزار جاسوسی. بازی «پوکمون گو»
    • سالروز عملیات آزادسازی سوسنگرد

  • وضعیت آب و هوا
    وضعیت آب و هوا
    قرآن آنلاین 2
    قرآن آنلاین 2
    محاسبه سن واقعی شما
    محاسبه سن واقعی شما
    فایرفاکس برای اندروید
    فایرفاکس برای اندروید
    بهترین مرورگر برای موبایل پیشنهاد دانلود بهتر نشان دادن سایت
    141.0.3/win64/fa
    141.0.3/win64/fa
    دانلود مرورگرفارسی فایر فاکس win64.fa.141.0.3


  •  

    تست سرعت اینترنت و ip

     
     

فارسی

Arabic - French - German - English






12 خرداد 1404


بازدید از مطلب : 4,222 بازدید


وصیت نامه امام خمینی(س)


 
     م ـ رادیو و تلویزیون و مطبوعات و سینماها و تئأترها از ابزارهاى مؤثر تباهى و تخدیر ملتها، خصوصاً نسل جوان بوده است. در این صد سال اخیر بویژه نیمۀ دوم آن، چه نقشه‏هاى بزرگى از این ابزار، چه در تبلیغ ضد اسلام و ضد روحانیت خدمتگزار، و چه در تبلیغ استعمارگران غرب و شرق، کشیده شد و از آنها براى درست کردن بازار کالاها خصوصاً تجملى و تزئینى از هر قماش، از تقلید در ساختمانها و تزئینات و تجملات آنها و تقلید در اجناس نوشیدنى و پوشیدنى و در فرم آنها استفاده کردند، به طورى که افتخار بزرگِ فرنگى مآب بودن در تمام شئون زندگى از رفتار و گفتار و پوشش و فرم آن بویژه در خانمهاى مرفه یا نیمه مرفه بود، و در آداب معاشرت و کیفیت حرف زدن و به کار بردن لغات غربى در گفتار و نوشتار به صورتى بود که فهم آن براى بیشتر مردم غیرممکن، و براى همردیفان نیز مشکل مى‏نمود! فیلمهاى تلویزیون از فرآورده‏هاى غرب یا شرق بود که طبقۀ جوان زن و مرد را از مسیر عادى زندگى و کار و صنعت و تولید و دانش منحرف و به سوى بیخبرى از خویش و شخصیت خود و یا بدبینى و بدگمانى به همه چیز خود و کشور خود، حتى فرهنگ و ادب و مآثر پر ارزشى که بسیارى از آن با دست خیانتکار سودجویان، به کتابخانه‏ها و موزه‏هاى غرب و شرق منتقل گردیده است. مجله‏ها با مقاله‏ها و عکسهاى افتضاح بار و أسف‏انگیز، و روزنامه‏ها با مسابقات در مقالات ضدفرهنگى خویش و ضداسلامى با افتخار، مردم بویژه طبقۀ جوان مؤثر را به سوى غرب یا شرق هدایت مى‏کردند. اضافه کنید بر آن تبلیغ دامنه‏دار در ترویج مراکز فساد و عشرتکده‏ها و مراکز قمار و لاتار و مغازه‏هاى فروش کالاهاى تجملاتى و اسباب آرایش و بازیها و مشروبات الکلى بویژه آنچه از غرب وارد مى‏شد. و در مقابل صدور نفت و گاز و مخازن دیگر، عروسکها و اسباب بازیها و کالاهاى تجملى وارد مى‏شد؛ و صدها چیزهایى که امثال من از آنها بى‏اطلاع هستیم. و اگر خداى نخواسته عمر رژیم سرسپرده و خانمان برانداز پهلوى ادامه پیدا مى‏کرد، چیزى نمى‏گذشت که جوانان برومند ما ـ این فرزندان اسلام و میهن که چشم امید ملت به آنها است ـ با انواع دسیسه‏ها و نقشه‏هاى شیطانى به دست رژیم فاسد و رسانه‏هاى گروهى و روشنفکران غرب و شرقگرا از دست ملت و دامن اسلام رخت برمى‏بستند: یا جوانى خود را در مراکز فساد تباه مى‏کردند؛ و یا به خدمت قدرتهاى جهانخوار درآمده و کشور را به تباهى مى‏کشاندند. خداوند متعال به ما و آنان منت گذاشت و همه را از شر مفسدین و غارتگران نجات داد.
     اکنون وصیت من به مجلس شوراى اسلامى در حال و آینده و رئیس‏جمهور و رؤساى جمهور مابعد و به شوراى نگهبان و شوراى قضایى و دولت در هر زمان، آن است که نگذارند این دستگاههاى خبرى و مطبوعات و مجله‏ها از اسلام و مصالح کشور منحرف شوند. و باید همه بدانیم که آزادى به شکل غربى آن، که موجب تباهى جوانان و دختران و پسران مى‏شود، از نظر اسلام و عقل محکوم است. و تبلیغات و مقالات و سخنرانیها و کتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومى و مصالح کشور حرام است. و بر همۀ ما و همۀ مسلمانان جلوگیرى از آنها واجب است. و از آزادیهاى مخرب باید جلوگیرى شود. و از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسیر ملت و کشور اسلامى و مخالف با حیثیت جمهورى اسلامى است به طور قاطع اگر جلوگیرى نشود، همه مسئول مى‏باشند. و مردم و جوانان حزب‏اللهى اگر برخورد به یکى از امور مذکور نمودند به دستگاههاى مربوطه رجوع کنند و اگر آنان کوتاهى نمودند، خودشان مکلف به جلوگیرى هستند. خداوند تعالى مددکار همه باشد.
 
     ن ـ نصیحت و وصیت من به گروهها و گروهکها و اشخاصى که در ضدیت با ملت و جمهورى اسلامى و اسلام فعالیت مى‏کنند، اول به سران آنان در خارج و داخل، آن است که تجربۀ طولانى به هر راهى که اقدام کردید و به هر توطئه‏اى که دست زدید و به هر کشور و مقامى که توسل پیدا کردید به شماها که خود را عالم و عاقل مى‏دانید باید آموخته باشند که مسیر یک ملت فداکار را نمى‏شود با دست زدن به ترور و انفجار و بمب و دروغ‏پردازیهاى بى سر و پا و غیرحساب شده منحرف کرد، و هرگز هیچ حکومت و دولتى را نمى‏توان با این شیوه‏هاى غیرانسانى و غیرمنطقى ساقط نمود، بویژه ملتى مثل ایران را که از بچه‏هاى خردسالش تا پیرزنها و پیرمردهاى بزرگسالش، در راه هدف و جمهورى اسلامى و قرآن و مذهب جانفشانى و فداکارى مى‏کنند. شماها که مى‏دانید (و اگر ندانید بسیار ساده‏لوحانه فکر مى‏کنید) که ملت با شما نیست و ارتش با شماها دشمن است. و اگر فرض بکنید با شما بودند و دوست شما بودند، حرکات ناشیانۀ شما و جنایاتى که با تحریک شما رخ داد آنان را از شما جدا کرد و جز دشمن تراشى کار دیگرى نتوانستید بکنید.
     من وصیت خیرخواهانه در این آخر عمر به شما مى‏کنم که اولاً با این ملت طاغوتزدۀ رنج کشیده که پس از ۲۵۰۰ سال ستمشاهى با فدا دادن بهترین فرزندان و جوانانش خود را از زیر بار ستم جنایتکارانى همچون رژیم پهلوى و جهانخواران شرق و غرب نجات داده به جنگ و ستیز برخاسته‏اید. چطور وجدان یک انسان هر چه پلید باشد، راضى مى‏شود براى احتمال رسیدن به یک مقام با میهن خود و ملت خود اینگونه رفتار کند و به کوچک و بزرگ آنها رحم نکند؟ من به شما نصیحت مى‏کنم دست از این کارهاى بیفایده و غیرعاقلانه بردارید و گول جهانخواران را نخورید. و در هر جا هستید اگر به جنایتى دست نزدید به میهن خود و دامن اسلام برگردید و توبه‏کنید که خداوند ارحم الراحمین است؛ و جمهورى اسلامى و ملت از شما ان‏شاءاللّه‏ مى‏گذرند. و اگر دست به جنایتى زدید که حکم خداوند تکلیف شما را معین کرده، باز از نیمه راه برگشته و توبه کنید. و اگر شهامت دارید تن به مجازات داده و با این عمل خود را از عذاب الیم خداوند نجات دهید؛ و الاّ در هر جا هستید عمر خود را بیش از این هدر ندهید و به کار دیگر مشغول شوید که صلاح در آن است.
     و بعد، به هواداران داخلى و خارجى آنان وصیت مى‏کنم که با چه انگیزه جوانى خود را براى آنان که اکنون ثابت است که براى قدرتمندان جهانخوار خدمت مى‏کنند و از نقشه‏هاى آنها پیروى مى‏کنند و ندانسته به دام آنها افتاده‏اند به هدر مى‏دهید؟ و با ملت خود در راه چه کسى جفا مى‏کنید؟ شما بازى خوردگان دست آنها هستید. و اگر در ایران هستید به عیان مشاهده مى‏کنید که توده‏هاى میلیونى به جمهورى اسلامى وفادار و براى آن فداکارند؛ و به عیان مى‏بینید که حکومت و رژیم فعلى با جان و دل در خدمت خلق و مستمندان هستند؛ و آنان که به دروغ ادعاى «خلقى» بودن و «مجاهد» و «فدایى» براى خلق مى‏کنند، با خلق خدا به دشمنى برخاسته و شما پسران و دختران ساده‏دل را براى مقاصد خود و مقاصد یکى از دو قطب قدرت جهانخوار به بازى گرفته و خود یا در خارج در آغوش یکى از دو قطب جنایتکار به خوشگذرانى مشغول و یا در داخل به خانه‏هاى مجلل تیمى با زندگى اشرافى، نظیر منازل جنایتکارانى بدبخت به جنایت خود ادامه مى‏دهند و شما جوانان را به کام مرگ مى‏فرستند.
     نصیحت مشفقانۀ من به شما نوجوانان و جوانان داخل و خارج آن است که از راه اشتباه برگردید؛ و با محرومین جامعه که با جان و دل به جمهورى اسلامى خدمت مى‏کنند متحد شوید؛ و براى ایران مستقل و آزاد فعالیت نمایید تا کشور و ملت از شرّ مخالفین نجات پیدا کند، و همه با هم به زندگى شرافتمندانه ادامه دهید. تا چه وقت و براى چه گوش به فرمان اشخاصى هستید که جز به نفع شخصى خود فکر نمى‏کنند و در آغوش و پناه ابرقدرتها با ملت خود در ستیز هستند و شما را فداى مقاصد شوم و قدرت‏طلبى خویش مى‏نمایند؟ شما در این سالهاى پیروزى انقلاب دیدید که ادعاهاى آنان با رفتار و عملشان مخالف است و ادعاها فقط براى فریب جوانان صاف دل است. و مى‏دانید که شما قدرتى در مقابل سیل خروشان ملت ندارید و کارهایتان جز به ضرر خودتان و تباهى عمرتان نتیجه‏اى ندارد. من تکلیف خود را که هدایت است ادا کردم. و امید است به این نصیحت که پس از مرگ من به شما مى‏رسد و شائبۀ قدرت‏طلبى در آن نیست گوش فرا دهید و خود را از عذاب الیم الهى نجات دهید. خداوند منان شما را هدایت فرماید و صراط مستقیم را به شما بنماید.
     وصیت من به چپگرایان، مثل کمونیستها و چریکهاى فدایى خلق و دیگر گروهها[ى]متمایل به چپ، آن است که شماها بدون بررسى صحیح از مکتبها و مکتب اسلام نزد کسانى که از مکتبها و خصوص اسلام اطلاع صحیح دارند، با چه انگیزه خودتان را راضى کردید به مکتبى که امروز در دنیا شکست خورده رو آورید و چه شده که دل خود را به چند «ایسم» که محتواى آنها پیش اهل تحقیق پوچ است خوش کرده‏اید؟ و شما را چه انگیزه‏اى وادار کرده که مى‏خواهید کشور خود را به دامن شوروى یا چین بکشید؛ و با ملت خود به اسم «توده دوستى» به جنگ برخاسته یا به توطئه‏هایى براى نفع اجنبى به ضد کشور
خود و توده‏هاى ستمدیده دست زدید؟ شما مى‏بینید که از اول پیدایش کمونیسم مدعیان آن دیکتاتورترین و قدرت‏طلب و انحصارطلبترین حکومتهاى جهان بوده و هستند. چه ملتهایى زیر دست و پاى شوروى مدعى طرفدار توده‏ها خُرد شدند و از هستى ساقط گردیدند. ملت روسیه، مسلمانان و غیرمسلمانان، تاکنون در زیر فشار دیکتاتورى حزب کمونیست دست و پا مى‏زنند و از هرگونه آزادى محروم و در اختناق بالاتر از اختناقهاى دیکتاتورهاى جهان به سر مى‏برند. استالین،[xxxi] که یکى از چهره‏هاى به اصطلاح «درخشان» حزب بود، ورود و خروجش را و تشریفات آن و اشرافیت او را دیدیم. اکنون که شما فریب خوردگان در عشق آن رژیم جان مى‏دهید، مردم مظلوم شوروى و دیگر اقمار او چون افغانستان از ستمگریهاى آنان جان مى‏سپارند، و آنگاه شما که مدعى طرفدارى از خلق هستید، بر این خلق محروم در هر جا که دستتان رسیده چه جنایاتى انجام دادید و با اهالى شریف آمل[xxxii] که آنان را به غلط طرفدار پر و پا قرص خود معرفى مى‏کردید و عدۀ بسیارى را به فریب به جنگ مردم و دولت فرستادید و به کشتن دادید، چه جنایتها که نکردید. و شما «طرفدار خلق محروم» مى‏خواهید خلق مظلوم و محروم ایران را به دست دیکتاتورى شوروى دهید و چنین خیانتى را با سرپوش «فدایى خلق» و طرفدار محرومین در حال اجرا هستید، منتها «حزب توده» و رفقاى آن با توطئه و زیر ماسک طرفدارى از جمهورى اسلامى، و دیگر گروهها با اسلحه و ترور و انفجار.
     من به شما احزاب و گروهها، چه آنان که به چپگرایى معروف ـ گرچه بعضى شواهد و قرائن دلالت دارد که اینان کمونیست امریکایى[xxxiii] هستند ـ و چه آنان که از غرب ارتزاق مى‏کنند و الهام مى‏گیرند و چه آنها که با اسم «خودمختارى» و طرفدارى از کرد و بلوچ دست به اسلحه برده و مردم محروم کردستان و دیگر جاها را از هستى ساقط نموده و مانع از خدمتهاى فرهنگى و بهداشتى و اقتصادى و بازسازى دولت جمهورى در آن استانها مى‏شوند، مثل حزب «دموکرات»[xxxiv] و «کومله»[xxxv] وصیت مى‏کنم که به ملت بپیوندند. و تاکنون تجربه کرده‏اند که کارى جز بدبخت کردن اهالى آن مناطق نکرده‏اند و نمى‏توانند بکنند، پس مصلحت خود و ملت خود و مناطق خود آن است که با دولت تشریک مساعى نموده و از یاغى‏گرى و خدمت به بیگانگان و خیانت به میهن خود دست بردارند و به ساختن کشور بپردازند و مطمئن باشند که اسلام براى آنان هم از قطب جنایتکار غرب و هم از قطب دیکتاتور شرق بهتر است و آرزوهاى انسانى خلق را بهتر انجام مى‏دهد.
     و وصیت من به گروههاى مسلمان که از روى اشتباه به غرب و احیاناً به شرق تمایل نشان مى‏دهند و از منافقان که اکنون خیانتشان معلوم شد گاهى طرفدارى مى‏کردند و به مخالفانِ بدخواهان اسلام از روى خطا و اشتباه گاهى لعن مى‏کردند و طعن مى‏زدند، آن است که بر سر اشتباه خود پافشارى نکنند و با شهامت اسلامى به خطاى خود اعتراف، و با دولت و مجلس و ملت مظلوم براى رضاى خداوند هم‏صدا و هم‏مسیر شده و این مستضعفان تاریخ را از شرّ مستکبران نجات دهید؛ و کلام مرحوم مدرس[xxxvi] آن روحانى متعهد پاک سیرت و پاک اندیشه را به خاطر بسپرید که در مجلس افسردۀ آن روز گفت: اکنون که باید از بین برویم چرا با دست خود برویم.

     من هم امروز به یاد آن شهید راه خدا به شما برادران مؤمن عرض مى‏کنم اگر ما با دست جنایتکار امریکا و شوروى از صفحۀ روزگار محو شویم و با خون سرخ شرافتمندانه با خداى خویش ملاقات کنیم، بهتر از آن است که در زیر پرچم ارتش سرخ شرق و سیاه غرب زندگى اشرافى مرفه داشته باشیم. و این سیره و طریقۀ انبیاى عظام و ائمۀ مسلمین و بزرگان دین مبین بوده است و ما باید از آن تبعیت کنیم؛ و باید به خود بباورانیم که اگر یک ملت بخواهند بدون وابستگیها زندگى کنند مى‏توانند؛ و قدرتمندان جهان بر یک ملت نمى‏توانند خلاف ایدۀ آنان را تحمیل کنند.

     از افغانستان عبرت باید گرفت با آنکه دولت غاصب و احزاب چپى با شوروى بوده و هستند، تاکنون نتوانسته‏اند توده‏هاى مردم را سرکوب نمایند. علاوه بر این اکنون ملتهاى محروم جهان بیدار شده‏اند و طولى نخواهد کشید که این بیداریها به قیام و نهضت و انقلاب انجامیده و خود را از تحت سلطۀ ستمگران مستکبر نجات خواهند داد. و شما مسلمانانِ پایبند به ارزشهاى اسلامى مى‏بینید که جدایى و انقطاع از شرق و غرب برکات خود را دارد نشان مى‏دهد؛ و مغزهاى متفکر بومى به کار افتاده و به سوى خودکفایى پیشروى مى‏کند و آنچه کارشناسان خائن غربى و شرقى براى ملت ما محال جلوه مى‏دادند، امروز به طور چشم‏گیرى با دست و فکر ملت انجام گرفته و ان‏شاءاللّه‏ تعالى در دراز مدت انجام خواهد گرفت. و صد افسوس که این انقلاب دیر تحقق پیدا کرد و لااقل در اول سلطنت جابرانۀ کثیف محمدرضا تحقق نیافت؛ و اگر شده بود، ایران غارتزده غیر از این ایران بود.
     و وصیت من به نویسندگان و گویندگان و روشنفکران و اشکالتراشان و صاحب‏عقدگان آن است که به جاى آنکه وقت خود را در خلاف مسیر جمهورى اسلامى صرف کنید و هرچه توان دارید در بدبینى و بدخواهى و بدگویى از مجلس و دولت و سایر خدمتگزاران به کار برید، و با این عمل کشور خود را به سوى ابرقدرتها سوق دهید، با خداى خود یک شب خلوت کنید و اگر به خداوند عقیده ندارید با وجدان خود خلوت کنید و انگیزۀ باطنى خود را که بسیار مى‏شود خود انسانها از آن بیخبرند بررسى کنید، ببینید آیا با کدام معیار و با چه انصاف خون این جوانان قلم قلم شده را در جبهه‏ها و در شهرها نادیده مى‏گیرید و با ملتى که مى‏خواهد از زیر بار ستمگران و غارتگران خارجى و داخلى خارج شود و استقلال و آزادى را با جان خود و فرزندان عزیز خود به دست آورده و با فداکارى مى‏خواهد آن را حفظ کند، به جنگ اعصاب برخاسته‏اید و به اختلاف‏انگیزى و توطئه‏هاى خائنانه دامن مى‏زنید و راه را براى مستکبران و ستمگران باز مى‏کنید. آیا بهتر نیست که با فکر و قلم و بیان خود دولت و مجلس و ملت را راهنمایى براى حفظ میهن خود نمایید؟ آیا سزاوار نیست که به این ملت مظلوم محروم کمک کنید و با یارى خود حکومت اسلامى را استقرار دهید؟ آیا این مجلس و رئیس جمهور و دولت و قوۀ قضایى را از آنچه در زمان رژیم سابق بود بدتر مى‏دانید؟ آیا از یاد برده‏اید ستمهایى که آن رژیم لعنتى بر این ملت مظلوم بى‏پناه روا مى‏داشت؟ آیا نمى‏دانید که کشور اسلامى در آن زمان یک پایگاه نظامى براى امریکا بود و با آن عمل یک مستعمره مى‏کردند و از مجلس تا دولت و قواى نظامى در قبضۀ آنان بود و مستشاران و صنعتگران و متخصصان آنان با این ملت و ذخائر آن چه مى‏کردند؟ آیا اشاعۀ فحشا در سراسر کشور و مراکز فساد، از عشرتکده‏ها و قمارخانه‏ها و میخانه‏ها و مغازه‏هاى مشروب‏فروشى و سینماها و دیگر مراکز که هر یک براى تباه کردن نسل جوان عاملى بزرگ بود، از خاطرتان محو شده؟ آیا رسانه‏هاى گروهى و مجلات سراسر فسادانگیز و روزنامه‏هاى آن رژیم را به دست فراموشى سپرده‏اید؟ و اکنون که از آن بازارهاى فساد اثرى نیست، براى آنکه در چند دادگاه، یا چند جوان که شاید اکثر از گروههاى منحرف نفوذ کرده و براى بدنام نمودن اسلام و جمهورى اسلامى کارهاى انحرافى انجام مى‏دهند، و کشتن عده‏اى که مفسد فى‏الارض هستند و قیام بر ضد اسلام و جمهورى اسلامى مى‏کنند شما را به فریاد درآورده، و با کسانى که با صراحت اسلام را محکوم مى‏کنند و بر ضد آن قیام مسلحانه یا قیام با قلم و زبان که أسفناکتر از قیام مسلحانه است، نموده‏اند پیوند مى‏کنید و دست برادرى مى‏دهید؛ و آنان را که خداوند مهدورالدم فرموده نور چشم مى‏خوانید، و در کنار بازیگرانى که فاجعۀ چهارده اسفند[xxxvii] را برپا کردند و جوانان بیگناه را با ضرب و شتم کوبیدند نشسته و تماشاگر معرکه مى‏شوید، یک عمل اسلامى و اخلاقى است! و عمل دولت و قوۀ قضاییه که معاندین و منحرفین و ملحدین را به جزاى اعمال خویش مى‏رسانند، شما را به فریاد درآورده و داد مظلومیت مى‏زنید؟ من براى شما برادران که از سوابقتان تا حدى مطلع و علاقه‏مند به بعضى از شما هستم متأسف هستم، نه براى آنان که اشرارى بودند در لباس خیرخواهى و گرگهایى در پوشش چوپان و بازیگرانى بودند که همه را به باد بازى و مسخره گرفته و در صدد تباه کردن کشور و ملت و خدمتگزارى به یکى از دو قطب چپاولگر بودند ـ آنان که با دست پلید خود جوانان و مردان ارزشمند و علماى مربى جامعه را شهید نمودند و به کودکان مظلوم مسلمانان رحم نکردند، خود را در جامعه رسوا و در پیشگاه خداوند قهار مخذول نمودند و راه بازگشت ندارند که شیطانِ‏نفس اماره بر آنان حکومت مى‏کند.
     لکن شما برادران مؤمن با دولت و مجلس که کوشش دارد خدمت به محرومین و مظلومین و برادران سر و پا برهنه و از همۀ مواهب زندگى محروم نماید چرا کمک نمى‏کنید و شکایت دارید؟ آیا مقدار خدمت دولت و بنیادهاى جمهورى را با این گرفتاریها و نابسامانیها که لازمۀ هر انقلاب است، و جنگ تحمیلى با آنهمه خسارت و میلیونها آوارۀ خارجى و داخلى و کارشکنیهاى بیرون از حد را در این مدت کوتاه مقایسه با کارهاى عمرانى رژیم سابق نموده‏اید؟ آیا نمى‏دانید که کارهاى عمرانى آن زمان اختصاص داشت تقریباً به شهرها آن هم به محلات مرفه؛ و فقرا و مردمان محروم از آن امور بهرۀ ناچیز داشته یا نداشتند؛ و دولت فعلى و بنیادهاى اسلامى براى این طایفۀ محروم با جان و دل خدمت مى‏کنند؟ شما مؤمنان هم پشتیبان دولت باشید تا کارها زود انجام گیرد و در محضر پروردگار که خواه ناخواه خواهید رفت با نشان خدمتگزارى به بندگان او بروید.*

 

     س ـ یکى از امورى که لازم به توصیه و تذکر است، آن است که اسلام نه باسرمایه‏دارى ظالمانه و بیحساب و محروم کنندۀ توده‏هاى تحت ستم و مظلوم موافق است، بلکه آن را به طور جدى در کتاب و سنت محکوم مى‏کند و مخالف عدالت اجتماعى مى‏داند ـ گرچه بعض کج‏فهمان بى اطلاع از رژیم حکومت اسلامى و ازمسائل سیاسى حاکم در اسلام در گفتار و نوشتار خود طورى وانمود کرده‏اند (و باز هم دست برنداشته‏اند) که اسلام طرفدار بى مرز و حد سرمایه‏دارى و مالکیت است و با این شیوۀ که با فهم کج خویش از اسلام برداشت نموده‏اند چهرۀ نورانى اسلام را پوشانیده و راه را براى مغرضان و دشمنان اسلام باز نموده که به اسلام بتازند، و آن را رژیمى چون رژیم سرمایه‏دارى غرب مثل رژیم امریکا و انگلستان و دیگر چپاولگران غرب به حساب آورند، و با اتکال به قول و فعل این نادانان یا غرضمندانه و یا ابلهانه بدون مراجعه به اسلام‏شناسان واقعى با اسلام به معارضه برخاسته‏اند ـ و نه رژیمى مانند رژیم کمونیسم و مارکسیسم[xxxviii] لنینیسم است که با مالکیت فردى مخالف و قائل به اشتراک مى‏باشند با اختلاف زیادى که دوره‏هاى قدیم تاکنون حتى اشتراک در زن و همجنس بازى بوده و یک دیکتاتورى و استبداد کوبنده در بر داشته.
     بلکه اسلام یک رژیم معتدل با شناخت مالکیت و احترام به آن به نحو محدود در پیدا شدن مالکیت و مصرف، که اگر بحق به آن عمل شود چرخهاى اقتصاد سالم به راه مى‏افتد و عدالت اجتماعى، که لازمۀ یک رژیم سالم است تحقق مى‏یابد. در اینجا نیز یک دسته با کج فهمیها و بى‏اطلاعى از اسلام و اقتصاد سالم آن در طرف مقابل دستۀ اول قرار گرفته و گاهى با تمسک به بعضى آیات یا جملات نهج‏البلاغه، اسلام را موافق با مکتبهاى انحرافى مارکس و امثال او معرفى نموده‏اند و توجه به سایر آیات و فقرات نهج البلاغه ننموده و سرخود، به فهم قاصر خود، بپاخاسته و «مذهب اشتراکى» را تعقیب مى‏کنند و از کفر و
دیکتاتورى و اختناق کوبنده که ارزشهاى انسانى را نادیده گرفته و یک حزب اقلیت با توده‏هاى انسانى مثل حیوانات عمل مى‏کنند، حمایت مى‏کنند.
     وصیت من به مجلس و شوراى نگهبان و دولت و رئیس جمهور و شوراى قضایى آن است که در مقابل احکام خداوند متعال خاضع بوده؛ و تحت تأثیر تبلیغات بى‏محتواى قطب ظالم چپاولگر سرمایه‏دارى و قطب ملحد اشتراکى و کمونیستى واقع نشوید، و به مالکیت و سرمایه‏هاى مشروع با حدود اسلامى احترام گذارید، و به ملت اطمینان دهید تا سرمایه‏ها و فعالیتهاى سازنده به کار افتند و دولت و کشور را به خودکفایى و صنایع سبک و سنگین برسانند.
     و به ثروتمندان و پولداران مشروع وصیت مى‏کنم که ثروتهاى عادلانۀ خود را به کار اندازید و به فعالیت سازنده در مزارع و روستاها و کارخانه‏ها برخیزید که این خود عبادتى ارزشمند است.
     و به همه در کوشش براى رفاه طبقات محروم وصیت مى‏کنم که خیر دنیا و آخرت شماها رسیدگى به حال محرومان جامعه است که در طول تاریخ ستمشاهى و خان‏خانى در رنج و زحمت بوده‏اند. و چه نیکو است که طبقات تمکندار به طور داوطلب براى زاغه و چپرنشینان مسکن و رفاه تهیه کنند. و مطمئن باشند که خیر دنیا و آخرت در آن است. و از انصاف به دور است که یکى بى‏خانمان و یکى داراى آپارتمانها باشد.
 
     ع ـ وصیت اینجانب به آن طایفه از روحانیون و روحانى‏نماها که با انگیزه‏هاى مختلف با جمهورى اسلامى و نهادهاى آن مخالفت مى‏کنند و وقت خود را وقف براندازى آن مى‏نمایند و با مخالفان توطئه‏گر و بازیگران سیاسى کمک، و گاهى به طورى که نقل مى‏شود با پولهاى گزافى که از سرمایه‏داران بیخبر از خدا دریافت براى این مقصد مى‏کنند کمکهاى کلان مى‏نمایند، آن است که شماها طرْفى از این غلط‏کاریها تاکنون نبسته و بعد از این هم گمان ندارم ببندید. بهتر آن است که اگر براى دنیا به این عمل دست زده‏اید ـ و خداوند نخواهد گذاشت که شما به مقصد شوم خود برسید ـ تا درِ توبه باز است از پیشگاه خداوند عذر بخواهید و با ملت مستمند مظلوم هم‏صدا شوید و از جمهورى اسلامى که با فداکاریهاى ملت به دست آمده حمایت کنید، که خیر دنیا و آخرت در آن است. گرچه گمان ندارم که موفق به توبه شوید.
     و اما به آن دسته که از روى بعض اشتباهات یا بعض خطاها، چه عمدى و چه غیرعمدى، که از اشخاص مختلف یا گروهها صادر شده و مخالف با احکام اسلام بوده است با اصل جمهورى اسلامى و حکومت آن مخالفت شدید مى‏کنند و براى خدا در براندازى آن فعالیت مى‏نمایند و با تصور خودشان این جمهورى از رژیم سلطنتى بدتر یا مثل آن است، با نیت صادق در خلوات تفکر کنند و از روى انصاف مقایسه نمایند با حکومت و رژیم سابق. و باز توجه نمایند که در انقلابهاى دنیا هرج و مرجها و غلط‏رویها و فرصت‏طلبیها غیرقابل اجتناب است و شما اگر توجه نمایید و گرفتاریهاى این جمهورى را در نظر بگیرید ـ از قبیل توطئه‏ها و تبلیغات دروغین و حملۀ مسلحانۀ خارج مرز و داخل، و نفوذ غیر قابل اجتناب گروههایى از مفسدان و مخالفان اسلام در تمام ارگانهاى دولتى به قصد ناراضى کردن ملت از اسلام و حکومت اسلامى، و تازه کار بودن اکثر یا بسیارى از متصدیان امور و پخش شایعات دروغین از کسانى که از استفاده‏هاى کلان غیرمشروع بازمانده یا استفادۀ آنان کم شده، و کمبود چشمگیر قضات شرع و گرفتاریهاى اقتصادى کمرشکن و اشکالات عظیم در تصفیه و تهذیب متصدیان چند میلیونى، و کمبود مردمان صالح کاردان و متخصص و دهها گرفتارى دیگر، که تا انسان وارد گود نباشد از آنها بیخبر است ـ و از طرفى اشخاص غرضمند سلطنت‏طلب سرمایه‏دار هنگفت که با رباخوارى و سودجویى و با اخراج ارز و گرانفروشى به حد سرسام‏آور و قاچاق و احتکار، مستمندان و محرومان جامعه را تا حد هلاکت در فشار قرار داده و جامعه را به فساد مى‏کشند، نزد شما آقایان به شکایت و فریبکارى آمده و گاهى هم براى باور آوردن و خود را مسلمان خالص نشان دادن به عنوان «سهم» مبلغى مى‏دهند و اشک تمساح مى‏ریزند و شما را عصبانى کرده به مخالفت برمى‏انگیزانند، که بسیارى از آنان با استفاده‏هاى نامشروع، خون مردم را مى‏مکند و اقتصاد کشور را به شکست مى‏کشند.
     اینجانب نصیحت متواضعانۀ برادرانه مى‏کنم که آقایان محترم تحت تأثیر اینگونه شایعه‏سازیها قرار نگیرند و براى خدا و حفظ اسلام این جمهورى را تقویت نمایند. و باید بدانند که اگر این جمهورى اسلامى شکست بخورد، به جاى آن یک رژیم اسلامى دلخواهِ بقیه‏اللّه‏ ـ روحى فداه ـ یا مطیع امر شما آقایان تحقق نخواهد پیدا کرد، بلکه یک رژیم دلخواه یکى از دو قطب قدرت به حکومت مى‏رسد و محرومان جهان، که به اسلام و حکومت اسلامى رو[ى] آورده و دل باخته‏اند، مأیوس مى‏شوند و اسلام براى همیشه منزوى خواهد شد؛ و شماها روزى از کردار خود پشیمان مى‏شوید که کار گذشته و دیگر پشیمانى سودى ندارد. و شما آقایان اگر توقع دارید که در یک شب همۀ امور بر طبق اسلام و احکام خداوند تعالى متحول شود یک اشتباه است، و در تمام طول تاریخ بشر چنین معجزه‏اى روى نداده است و نخواهد داد. و آن روزى که ان‏شاءاللّه‏ تعالى مصلح کل ظهور نماید، گمان نکنید که یک معجزه شود و یکروزه عالم اصلاح شود؛ بلکه با کوششها و فداکاریها ستمکاران سرکوب و منزوى مى‏شوند. و اگر نظر شماها مثل نظر بعض عامیهاى منحرف، آن است که براى ظهور آن بزرگوار باید کوشش در تحقق کفر و ظلم کرد تا عالم را ظلم فراگیرد و مقدمات ظهور فراهم شود، فانّا للّه‏ و انّا الیه راجعون.
 
     ف ـ وصیت من به همۀ مسلمانان و مستضعفان جهان این است که شماها نباید بنشینید و منتظر آن باشید که حکام و دست اندرکاران کشورتان یا قدرتهاى خارجى بیایند و براى شما استقلال و آزادى را تحفه بیاورند. ما و شماها لااقل در این صد سال اخیر، که بتدریج پاى قدرتهاى بزرگ جهانخوار به همۀ کشورهاى اسلامى و سایر کشورهاى کوچک باز شده است مشاهده کردیم یا تاریخهاى صحیح براى ما بازگو کردند که هیچ یک از دوَل حاکم بر این کشورها در فکر آزادى و استقلال و رفاه ملتهاى خود نبوده و نیستند؛ بلکه اکثریت قریب به اتفاق آنان یا خود به ستمگرى و اختناق ملت خود پرداخته و هر چه کرده‏اند براى منافع شخصى یا گروهى نموده؛ یا براى رفاه قشر مرفه و بالانشین بوده و طبقات مظلوم کوخ و کپرنشین از همۀ مواهب زندگى حتى مثل آب و نان و قوت لایموت محروم بوده، و آن بدبختان را براى منافع قشر مرفه و عیاش به کار گرفته‏اند؛ و یا آنکه دست نشاندگان قدرتهاى بزرگ بوده‏اند که براى وابسته کردن کشورها و ملتها هرچه توان داشته‏اند به کار گرفته و با حیله‏هاى مختلف کشورها را بازارى براى شرق و غرب درست کرده و منافع آنان را تأمین نموده‏اند و ملتها را عقب مانده و مصرفى بار آوردند و اکنون نیز با این نقشه در حرکتند.
     و شما اى مستضعفان جهان و اى کشورهاى اسلامى و مسلمانان جهان بپاخیزید و حق را با چنگ و دندان بگیرید و از هیاهوى تبلیغاتى ابرقدرتها و عمّال سرسپردۀ آنان نترسید؛ و حکام جنایتکار که دسترنج شما را به دشمنان شما و اسلام عزیز تسلیم مى‏کنند از کشور خود برانید؛ و خود و طبقات خدمتگزار متعهد، زمام امور را به دست گیرید و همه در زیر پرچم پرافتخار اسلام مجتمع، و با دشمنان اسلام و محرومان جهان به دفاع برخیزید؛ و به سوى یک دولت اسلامى با جمهوریهاى آزاد و مستقل به پیش روید که با تحقق آن، همۀ مستکبران جهان را به جاى خود خواهید نشاند و همۀ مستضعفان را به امامت و وراثت ارض خواهید رساند. به امید آن روز که خداوند تعالى وعده فرموده است.
     ص ـ یک مرتبۀ دیگر در خاتمۀ این وصیتنامه، به ملت شریف ایران وصیت مى‏کنم که در جهان حجم تحمل زحمتها و رنجها و فداکاریها و جان‏نثاریها و محرومیتها مناسب حجم بزرگى مقصود و ارزشمندى و علوّ رتبۀ آن است، آنچه که شما ملت شریف و مجاهد براى آن بپاخاستید و دنبال مى‏کنید و براى آن جان و مال نثار کرده و مى‏کنید، والاترین و بالاترین و ارزشمندترین مقصدى است و مقصودى است که از صدر عالم در ازل و از پس این جهان تا ابد عرضه شده است و خواهد شد؛ و آن مکتب الوهیت به معنى وسیع آن و ایدۀ توحید با ابعاد رفیع آن است که اساس خلقت و غایت آن در پهناور وجود و در درجات و مراتب غیب و شهود است؛ و آن در مکتب محمدى ـ صلى اللّه‏ علیه و آله و سلم ـ به تمام معنى و درجات و ابعاد متجلى شده؛ و کوشش تمام انبیاىعظام ـ علیهم سلام‏اللّه‏ ـ و اولیاىمعظم ـ سلام اللّه‏ علیهم ـ براى تحقق آن بوده و راهیابى به کمال مطلق و جلال و جمال بى‏نهایت جز با آن میسر نگردد. آن است که خاکیان را بر ملکوتیان و برتر از آنان شرافت داده، و آنچه براى خاکیان از سیر در آن حاصل مى‏شود براى هیچ موجودى در سراسر خلقت در سرّ و عَلن حاصل نشود.
     شما اى ملت مجاهد، در زیر پرچمى مى‏روید که در سراسر جهان مادى و معنوى در اهتزاز است، بیابید آن را یا نیابید، شما راهى را مى‏روید که تنها راه تمام انبیا ـ علیهم سلام‏اللّه‏ ـ و یکتا راه سعادت مطلق است. در این انگیزه است که همۀ اولیا شهادت را در راه آن به آغوش مى‏کشند و مرگ سرخ را «احلى من العسل»[xxxix] مى‏دانند؛ و جوانان شما در جبهه‏ها جرعه‏اى از آن را نوشیده و به وجد آمده‏اند و در مادران و خواهران و پدران و برادران آنان جلوه نموده و ما باید بحق بگوییم یا لیتنا کنّا معکم فنفوز فوزاً عظیماً.[xl] گوارا باد بر آنان آن نسیم دل‏آرا و آن جلوۀ شورانگیز.
     و باید بدانیم که طرفى از این جلوه در کشتزارهاى سوزان و در کارخانه‏هاى توانفرسا و در کارگاهها و در مراکز صنعت و اختراع و ابداع، و در ملت به طور اکثریت در بازارها و خیابانها و روستاها و همۀ کسانى که متصدى این امور براى اسلام و جمهورى اسلامى و پیشرفت و خودکفایى کشور به خدمتى اشتغال دارند جلوه‏گر است.
     و تا این روح تعاون و تعهد در جامعه برقرار است کشور عزیز از آسیب دهر ان‏شاءاللّه‏ تعالى مصون است. و بحمداللّه‏ تعالى حوزه‏هاى علمیه و دانشگاهها و جوانانِ عزیز مراکز علم و تربیت از این نفخۀ الهى غیبى برخوردارند؛ و این مراکز دربست در اختیار آنان است، و به امید خدا دست تبهکاران و منحرفان از آنها کوتاه.
     و وصیت من به همه آن است که با یاد خداى متعال به سوى خودشناسى و خودکفایى و استقلال، با همۀ ابعادش به پیش، و بى‏تردید دست خدا با شما است، اگر شما در خدمت او باشید و براى ترقى و تعالى کشور اسلامى به روح تعاون ادامه دهید. 
     و اینجانب با آنچه در ملت عزیز از بیدارى و هوشیارى و تعهد و فداکارى و روح مقاومت و صلابت در راه حق مى‏بینم و امید آن دارم که به فضل خداوند متعال این معانى انسانى به اعقاب ملت منتقل شود و نسلاً بعد نسل بر آن افزوده گردد.
     با دلى آرام و قلبى مطمئن و روحى شاد و ضمیرى امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوى جایگاه ابدى سفر مى‏کنم. و به دعاى خیر شما احتیاج مبرم دارم. و از خداى رحمان و رحیم مى‏خواهم که عذرم را در کوتاهى خدمت و قصور و تقصیر بپذیرد.
     و از ملت امیدوارم که عذرم را در کوتاهیها و قصور و تقصیرها بپذیرند. و با قدرت و تصمیم اراده به پیش روند و بدانند که با رفتن یک خدمتگزار در سدّ آهنین ملت خللى حاصل نخواهد شد که خدمتگزاران بالا و والاتر در خدمتند، واللّه‏ نگهدار این ملت و مظلومان جهان است.
والسلام علیکم و على عباداللّه‏ الصالحین و رحمه‏اللّه‏ و برکاته
۲۶ بهمن ۱۳۶۱ / ۱ جمادى الاولى ۱۴۰۳
روح‏اللّه‏ الموسوى الخمینى 
 
 
بسمه تعالى
     این وصیتنامه را پس از مرگ من احمد خمینى براى مردم بخواند. و در صورت عذر، رئیس محترم جمهور یا رئیس محترم شوراى اسلامى یا رئیس محترم دیوان عالى کشور، این زحمت را بپذیرند. و در صورت عذر، یکى از فقهاى محترم نگهبان این زحمت را قبول نماید.
روح اللّه‏ الموسوى الخمینى 
 
 
بسمه تعالى
     در زیر این وصیتنامۀ ۲۹ صفحه‏اى و مقدمه، چند مطلب را تذکر مى‏دهم:
     ۱) ـ اکنون که من حاضرم، بعض نسبتهاى بى‏واقعیت به من داده مى‏شود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود؛ لهذا عرض مى‏کنم آنچه به من نسبت داده شده یا مى‏شود مورد تصدیق نیست، مگر آنکه صداى من یا خط و امضاى من باشد، با تصدیق کارشناسان؛ یا در سیماى جمهورى اسلامى چیزى گفته باشم.
     ۲) ـ اشخاصى در حال حیات من ادعا نموده‏اند که اعلامیه‏هاى اینجانب را مى‏نوشته‏اند. این مطلب را شدیداً تکذیب مى‏کنم. تاکنون هیچ اعلامیه‏اى را غیر شخص خودم تهیه کسى نکرده است.
     ۳) ـ از قرار مذکور، بعضیها ادعا کرده‏اند که رفتن من به پاریس به وسیلۀ آنان بوده، این دروغ است. من پس از برگرداندنم از کویت، با مشورت احمد پاریس را انتخاب نمودم، زیرا در کشورهاى اسلامى احتمال راه ندادن بود؛ آنان تحت نفوذ شاه بودند ولى پاریس این احتمال نبود.
     ۴) ـ من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطۀ سالوسى و اسلام نمایى بعضى افراد ذکرى از آنان کرده و تمجیدى نموده‏ام، که بعد فهمیدم از دغلبازى آنان اغفال شده‏ام. آن تمجیدها در حالى بود که خود را به جمهورى اسلامى متعهد و وفادار مى‏نمایاندند، و نباید از آن مسائل سوء استفاده شود. و میزان در هر کس حال فعلى او است.
روح اللّه‏ الموسوى الخمینى 

 


* – چنانکه در نسخۀ خطى مشهود است امام خمینى در این قسمت مرقوم فرموده‏اند: «این مقدار بریده شده راخودم انجام داده‏ام».

 


[i] ـ «قال رسول‏اللّه‏ … حتى یردا علىّ‏الحوض»
     رسول خدا ـ صلى‏اللّه‏ علیه و آله و سلم ـ فرمود: من در میان شما دو شىء گرانقدر به جا مى‏گذارم: کتاب خدا و خاندانم مقصود حضرت على ـ علیه‏السلام ـ و ائمۀ طاهرین ـ سلام‏اللّه‏ علیهم ـ است که در روایات دیگر تصریح شده است و این دو از یکدیگر جدا نشوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند (یعنى تا قیامت).
 
[ii]ـ «الحمدللّه‏ و سبحانک اللّهم صلّ على محمد و آله …»
     این طلایۀ وصیتنامۀ سیاسى ـ الهى است که آن قبلۀ عظماى اهل دل، وصیت جاودانۀ خویش را با چند جملۀ کوتاه آکنده از عالیترین مضامین معارف اسلامى آغاز کرده‏اند.
     واژه‏هاى خطبۀ این وصیتنامه با درهم آمیختن به نسبت مخصوص، نقش نوینى از معارف را به نمایش گذارده است که بیت الغزل آن: «اسم مستأثر» خداوند متعال است: «سپاس و ستایش مخصوص خداست و تو پاک و منزه هستى، خدایا بر محمد و آل او درود فرست، آنان مظاهر جمال و جلال تو و گنجینه‏هاى اسرار کتاب تو هستند که در آن، احدیت با تمامى اسماء حتى اسم مستأثر که غیر تو کسى آن را نمى‏داند، تجلى کرده است و نفرین بر ستمگران، به ایشان که اینان اصل و ریشۀ درخت پلیدى‏اند».
حضرت امام در شرح دعاى سحر آورده‏اند که:
     «بدان که خدایت به اسم اعظم راهنمایت باد، و آنچه را که نمى‏دانى تعلیمت دهاد که خداى تعالى را اسم اعظمى است که هرگاه به آن نام خوانده شود، اگر بر درهاى بستۀ آسمان خوانده شود درهاى رحمت باز مى‏شود و اگر بر تنگناهاى درهاى زمین به آن نام خوانده شود درهاى فرج گشوده گردد، و این نام اعظم را به حسب مقام الوهیت اسم مستأثر یک حقیقتى است و به حسب مقام مألوهیت حقیقتى دیگر و به حسب مقام لفظ و عبارت، حقیقتى سوم! اما اسم‏اعظمى که به حسب حقیقت غیبیّه است (اسم مستأثر) ـ و جز خدا هیچ‏کس بدون استثنا از آن آگاهى ندارد ـ به همان اعتبارى که از پیش گفتیم عبارت است از حرف هفتاد و سوم که خداوند آن را براى خود نگاه داشته، چنانچه در روایت کافى است ـ در باب آنچه به ائمۀ دین ـ علیهم‏السلام ـ از اسم اعظم عطا شده ـ سند به امام باقر (ع) مى‏رسد که فرمود: «همانا نام اعظم بر ۷۳ حرف است و از آن در نزد آصف یک حرف بود که به آن یک حرف سخن گفت و زمینى را که میان او و تخت بلقیس بود درهم پیچید و دست دراز کرد و تخت را با دست خود بر گرفت، سپس زمین به همان حالتى که بود بازگشت و این جریان در فاصله‏اى کمتر از یک چشم به هم زدن اتفاق افتاد و از آن اسم اعظم ۷۲ حرف نزد ما است و یک حرف آن نزد خداى تعالى است که آن را در عالم غیب براى خود اختصاص داده و حول و قوه‏اى نیست جز با خداى على عظیم».
     و مانند این روایت است، روایت دیگرى که در آن نیز از امام صادق ع منقول است که مى‏فرمود: عیسى بن مریم را دو حرف داده شد که با آن دو حرف کار مى‏کرد و موسى را چهار حرف داده شده بود و ابراهیم را هشت حرف و نوح را پنج حرف و آدم را بیست و پنج حرف و خداى تعالى همۀ اینها را براى محمد ـ صلى‏اللّه‏ علیه و آله ـ جمع کرد و اسم اعظم‏اللّه‏ ۷۳ حرف است که محمد ـ صلى‏اللّه‏ علیه و آله ـ را ۷۲ حرف داده شد و خداوند یک حرف را از او پوشیده داشت».
 (شرح دعاى سحر؛ ترجمۀ سید احمد فهرى؛ انتشارات اطلاعات؛ تهران ۱۳۷۰)
[iii]ـ «… از ملک تا ملکوت اعلى و از آنجا تا لاهوت»
جهان آفرینش را به سه مرتبه یا به سه عالم به این شرح تقسیم کرده‏اند:
     الف ـ جهان ماده؛ ب ـ جهان مثال ملکوت؛ ج ـ جهان عقل (جبروت)
     جهان ماده و طبیعت، عالم قوه و فعل و صورت و ماده و حرکت و زمان و مکان است و پایینترین عالم از عوالم وجود است. جهان مثال که تا اندازه‏اى از قوه و حرکت و زمان و مکان مجرد است، اما از ابعاد مجرد نیست. این عالم، جسمانى است ولى مادى نیست. عالم عقل عالم موجودات مجرد است.این عالم حتى از بُعد و مقدار نیز مجرد است. هر یک از این عوالم معلول عالم بالاتر و علت عالم پایینتر خویش است و مجموعۀ آنها معلول عالم الوهیت است که همانا ذات بى‏مثال حق است و عالم لاهوت نامیده مى‏شود و او احاطۀ قیومى به همۀ موجودات دارد. بنابراین، علت موجده و محیط و مدبرِ طبیعت عالم مثال است که آن هم محاط و معلول عالم عقل است و عالم عقل نیز محاط در عالم لاهوت است.
 
[iv]ـ «… اگر نگویم ممتنع است»
     قال رسول‏اللّه‏ ص: «اِنَّ لِلْقُرآنِ ظَهراً وَبَطْناً وَلِبَطْنِهِ بطْناً اِلى سَبْعَهِ أَبْطُنٍ» بدرستى که قرآنْ ظاهرى و باطنى دارد و باطنش نیز تا هفت بطن، باطن دارد.
 (تفسیر الصافى، مقدمۀ ۸)     قال الباقر ـ علیه‏السلام: «ما یَسْتَطیعُ اَحَدٌ اَنْ یَدَّعِىَ اَنَّ عِنْدَهُ جَمیعَ‏الْقُرآنِ کُلِّهِ ظاهِرِهِ وَ باطِنِهِ غَیْرالاْوْصِیاء» جز اوصیاى پیامبر کسى را نرسد که ادعا کند ظاهر و باطن تمام قرآن نزد اوست.
 (الاصول من‏الکافى، ج ۱، ص ۲۲۸)     قال امیرالمؤمنین ـ علیه‏السلام: «اِنَّ اَمْرَنا اَهْلَ‏البَیْتِ صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لا یَعْرِفُهُ وَلا یُقَرِّبُهُ الاّ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ اَوْ نَبِىٌ مَرْسَلٌ اَوْ مُؤمِنٌ نَجیبٌ امْتَحَنَ‏اللّه‏ قَلْبَهُ لِلایمانِ».
     بدرستى که امر ما اهل بیت صعب و مستصعب است. جز فرشتۀ مقرّب یا پیغمبر مرسل یا مؤمن نجیبى که خدا دلش را به ایمان آزموده، به آن معرفت نمى‏یابد و به فهم آن نزدیک نمى‏شود.
 (بصائرالدرجات، ص ۲۷)     (صعب به معنى دشوار و مشکل و سرکش است و مستصعب مبالغۀ آن است یعنى بسیار دشوار؛ و یا آنکه صعب چیزى است که خودش دشوار باشد، و مستصعب آن است که مردم او را دشوار شمرند).
     قال ابى عبداللّه‏ ـ علیه السلام: «اِنَّ اَمْرَنا سِرٌ فى سِرٍّ وَسِرٌّ مُسْتَسرٌّ وَ سِرٌ لایُفیدُ اِلاّ سِرّاً وَسِرٌّ عَلى سِرٍّ و سرّ مُقَنَّعٌ بِسِرٍّ».
     بدرستى که امر ما اهل بیت سرّى است درون رازى دیگر، رازى پوشیده، رازى که فایده ندهد مگر رازى دیگر و سرّى بر سرّى دیگر، و رازى پوشانیده به راز دیگر است.
 بصائرالدرجات، ص ۲۸
[v]ـ «ثقل اکبر و ثقل کبیر»
     مراد از ثقل اکبر، کتاب خدا «قرآن» و از ثقل کبیر، اهل بیت ـ علیهم‏السلام ـ است و قرآن چون اکبر از همه چیز حتى اهل بیت ـ علیهم السلام ـ است لذا اکبر مطلق است.
در حدیثى از نبى مکرّم ص آمده است که:
     «یا اَیُّهاالنّاسُ إنّى قَد تَرَکْتُ فیکُمُ الثَّقَلَیْنِ خَلیفَتَیْنِ، اِنْ اَخَذْتُمْ بِهِما لَنْ تَضِلُّوا بَعْدى، اَحَدُهُما اَکْبَرُ مِن‏الآخِرِ: کِتابُ‏اللّه‏ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مابَیْنَ السَّماءِ وَالاْرْضِ، أَوْ قالَ: اِلَى‏الاَرْضِ، وَعِتْرَتى اَهْلُ بَیْتى، اَلا وَ اِنَّهُما لَنْ یَفْتَرِقا حَتى یَرِدا عَلىَ‏الْحَوْض».
     اى مردم بدرستى که من در میان شما این دو چیز گرانقدر را برجاى مى‏گذارم. اگر از آنها پیروى کنید پس از من هیچ‏گاه گمراه نخواهید شد. از آن دو یکى بزرگتر از دیگرى است:
     کتاب خداوند که ریسمانى است کشیده شده در میان آسمان و زمین. یا اینکه حضرت(ص) فرمود: [ریسمانى است کشیده شده از آسمان] به سوى زمین، و عترت یعنى اهل بیت خود را؛ بدانید که این دو از هم جدا نخواهند شد تا آنگاه که در کنار حوض بر من وارد گردند.
 بحارالانوار، کتاب‏الامامه، ج ۲۳، ص ۱۱۷
[vi]ـ «مقام اتصال کثرت به وحدت»
     مراد بازگشت جمیع موجودات و مراتب هستى به اصل ربوبى خویش در قیامت و آخرت است. به عبارت دیگر رجوع کثرات در عالم وجود به وحدتى است که از آن نشأت گرفته است، همان مقام اتصال کثرت به وحدت است.
 
[vii]ـ «متواتر»
     این اصطلاح درایه و حدیث و اصول است و خبرى است که جماعتى آن را نقل کرده باشند به نحوى که مفید علم باشد یعنى علم عادى، و محال باشد که همگى تبانى بر کذب کرده باشند و بالجمله یکى از طرق علم عادى اخبار متواتره است و اغلب اطلاعات و علوم ما نسبت به امور تاریخى از همین راه است. زیرا گاه یک خبرى را عده‏اى به نحو واحدى ولو وحدت معنوى نه لفظى نقل نمایند، محال است که همگى تبانى کرده باشند پس مفید یقین خواهد بود.
 فرهنگ علوم دکتر سجادى به نقل از معالم، ص ۱۰۱ و تلویح تفتازانى، ص ۴۲۹
[viii]ـ «صحاح ششگانه»
صحاح ششگانه به ترتیب زمان از این قرار است:
     ۱ـ صحیح بخارى یا الجامع الصحیح از ابوعبداللّه‏ محمد بن اسمعیل بخارى (متوفى ۲۵۶ ه . ق.)
     ۲ـ صحیح مسلم از ابوالحسین مسلم بن حجاج قشیرى نیشابورى (متوفى ۲۶۱ ه . ق.)
     ۳ـ سنن ابن ماجه از محمدبن یزیدبن ماجۀ قزوینى (متوفى ۲۷۳ ه . ق.)
     ۴ـ سنن ابى داود از سلیمان بن اشعث بن اسحق سجستانى (متوفى ۲۷۵ ه . ق.)
     ۵ـ جامع ترمذى یا (سنن ترمذى) از ابوعیسى محمدبن عیسى‏بن سَوْره (متوفى ۲۷۹ ه . ق.)
     ۶ـ سنن نسائى (مسمى به مجتبى) از ابوعبدالرحمن احمدبن شعیب (متوفى ۳۰۳ ه . ق.)
     کتب ششگانۀ مذکور در فوق به‏اضافۀ موطاً و مسند ابن حنبل (متوفى ۲۴۱ ه . ق.) جوامع اولیۀ حدیث اهل سنت را تشکیل مى‏دهد.
 
[ix]ـ «… به طور متواتر نقل شده است»
     براى اطلاع از منابع فراوان و اثبات تواتر این حدیث شریف به کتاب گرانقدر و نفیس «عبقات الانوار» تألیف علامۀ مجاهد کبیر میر حامد حسین هندى متوفى ۱۳۰۶ ه . ق. که شش جلد آن ویژۀ سند و شرح این حدیث از طریق علماى اهل سنت است، مى‏توان رجوع کرد.
     علامۀ بزرگوار در این اثر گرانقدر، چهل کتاب براى حدیث ثقلین از منابع مهم اهل تسنن به دست داده‏اند. نیز آورده‏اند که ناقلین این حدیث شریف به ترتیب زمانى در اهل تسنن، در قرن دوم ۱۶ نفر، در قرن سوم ۳۳ نفر، در قرن چهارم ۲۱ نفر، در قرن پنجم و ششم هر یک ۱۳ نفر، در قرن هفتم ۱۶ نفر، در قرن هشتم ۱۷ نفر، در قرن نهم ۵ نفر، در قرن دهم ۱۸ نفر، در قرن یازدهم ۱۰ نفر، در قرن دوازدهم ۱۳ نفر و در قرن سیزدهم ۱۱ نفر بوده‏اند که تمام ناقلین از بزرگان و کبار اهل سنت مى‏باشند.
     علامه سید هاشم بحرانى در «غایه المرام» در باب ۲۸ پیرامون حدیث ثقلین، از طریق راویان و محدثین شیعه ۸۲ طریق براى این حدیث مى‏آورد.
     بدین ترتیب این حدیث شریف با ۲۶۸ سند از معاریف شیعه و سنى نقل شده و در تواتر آن تردیدى نیست.
 
[x]ـ «کشف تام محمدى ص»
     منظور از تنزل قرآن از مقام شامخ احدیّت به کشف تامّ محمدى این است که قرآن کلام خداوند متعال است و بدون واسطه، انسانها استعداد و توان گرفتن پیام و کلام را ندارند بلکه به واسطۀ تنزل این کلام از آن مقام ربوبى و تبلور آن در وجود اقدس احمدى ـ صلوات اللّه‏ علیه ـ و جارى شدن کلمات بر زبان آن حضرت تعبیر به کشف تامه شده است.
     حضرت امام در تفسیر سورۀ مبارکۀ حمد فرموده‏اند که:
     «اِنَّما یُعْرَفُ القُرْآنُ مَنْ خُوطِبَ بِه» قرآن را هم آنکه مخاطبش هست مى‏فهمیده چیست و معلوم است که «من خوطب به» قرآن را (مى‏فهمد) در آن مرتبه‏اى که «نزل به الروح الأمین على قلبک ـ انّا انزلناه فى لیله‏القدر» را غیر از خود او نمى‏تواند مشاهده کند. قضیه، قضیۀ ادراک عقلى نیست، قدم برهان نیست، قضیه مشاهده است، آن هم مشاهدۀ غیبیّه مشاهده با چشم نیست، مشاهدۀ با نفس نیست، مشاهدۀ با عقل نیست، با عقل (هر کس) نیست. با آن قلبى (است) که قلب عالم است، قلب نبىّ، مشاهده با آن است، او دریافته «انّما یعرف القرآن من خوطب به» لیکن نمى‏تواند بیان کند مگر در لفافۀ امثله و الفاظ…(۱)
     قرآن الفاظ نیست، از مقولۀ چیزهاى سمعى و بصرى نیست، از مقولۀ الفاظ نیست، از مقولۀ اعراض نیست، لیکن متنزلش کرده‏اند براى ماها که کور و کر هستیم، تا آنجایى که بشود این کور و کرها هم از آن استفاده‏اى بکنند.۲
     (۱)ـ تفسیر سورۀ حمد (چاپ جامعۀ مدرسین): ص ۴۴ و ۴۵٫
     (۲)ـ همان. ص ۴۳ و ۴۴٫
 
[xi]ـ حضرت آدم ـ علیه السلام ـ بنا به آیۀ شریفۀ «و علمَ آدم الاسماء کلها» سورۀ بقره، آیۀ ۳۱ به تعلیم الهى عالِم به اسماء (حقایق عالم هستى) شد و مستحق و لایق خلافت خدایى گردید.
     منظور حضرت امام از ولیدۀ علم الاسماء، انسان است که همگى از فرزندان حضرت آدم ـ علیه‏السلام ـ مى‏باشند.
 
[xii]ـ «نهج‏البلاغه»
     نهج‏البلاغه، کتابى است پر ارج که پس از «قرآن مجید» بهترین و مشهورترین کتاب دنیا، و آفتاب عالمتابى است که در آسمان علم و ادب پرتوافکن مى‏باشد و اعجاب و شگفتى آن حتى بیگانگان از اسلام را برانگیخته است.
     کتاب نهج‏البلاغه، شامل خطبه‏هاى امیرالمؤمنین و نامه‏ها و کلمات قصار آن بزرگوار است که به وسیلۀ سید شریف رضى جمع‏آورى شده است.
     علامه سید شریف رضى در مقدمۀ خویش بر نهج‏البلاغه آورده‏اند که:
     «سخنان آن حضرت متضمن عجایب بلاغت و شگفتیهاى فصاحت و گوهرهاى ادبیات عربى و مطالب روشنى‏بخش دینى و دنیوى است و این همه امتیازات در هیچ کلامى جمع نشده و اینگونه سخنان جامع در هیچ کتابى گرد نیامده است، زیرا امیرالمؤمنین ـ علیه‏السلام ـ یگانه سرچشمه و منبع فصاحت و منشأ و مأخذ بلاغت است که رموز بلاغت از آن حضرت آشکار شده و آیین و آدابش از او گرفته شده است… .
     سخنان آن حضرت پرتوى از علم الهى و نسیم خوشبوى و روحبخشى از سخنان پیامبر ص است … از جمله شگفتیهاى ویژۀ آن حضرت که مخصوص خود اوست و در هیچ کسى نظیر آن پیدا نمى‏شود، چند بُعدى بودن سخنان اوست، زیرا اگر کسى سخنانى که از آن حضرت دربارۀ زهد، مواعظ و پند و اندرز وارد شده، بدون توجه به قدرت و عظمت گوینده‏اش بخواند و خوب تأمل کند، بى‏گمان خواهد گفت این سخنان از آن کسى است که از امور دنیا بهره‏اى جز زهادت، و کارى جز عبادت نداشته است و خود در گوشۀ انزوا نشسته و سر در لاک خود برده و یا به دامن کوهى پناه برده و از جهان بریده است، که جز احساس خود چیزى نمى‏شنود و غیر از خود کسى نمى‏بیند و هرگز باور نمى‏کند که گویندۀ این سخنان، بزرگمردى است که شمشیر آتشزا به دست، بى‏محابا در قلب میدان جنگ رخنه مى‏کند و گردنهاى گردنکشان را مى‏زند و پهلوانان را به خاک و خون مى‏افکند و هنگام برگشتن از میدان از نوک شمشیرش خون و لخته‏هاى دل آب شده مى‏چکد، و با اینهمه پارساترین پارسایان و پاکبازترین پاکبازان و یگانه لنگر دوران است و این از فضایل شگفت‏انگیز و ویژگیهاى لطیف آن حضرت است که صفات متضاد در وجودش جمع شده و امور مختلفه را در یک مرکز گرد آورده است … ».
 
[xiii]ـ «قرآن صاعد»
حضرت امام این تعبیر را در مواردى براى ادعیه‏اى که از ائمه ـ علیهم‏السلام ـ وارد شده است، ذکر فرموده‏اند:
     «… ادعیۀ ائمۀ هدى دعاهاى آنها، همان مسائلى را که کتاب خدا دارد، دعاهاى آنها هم دارد با یک زبان دیگر. قرآن یک زبان دارد، یک نحو صحبت مى‏کند و همۀ مطالب را دارد منتها بسیارى‏اش در رمز است که ما نمى‏توانیم بفهمیم و ادعیۀ ائمه ـ علیهم‏السلام ـ یک وضع دیگرى دارد، به تعبیر شیخ عارف و استاد ما [حضرت آیت‏اللّه‏ شاه‏آبادى ـ رضوان اللّه‏ تعالى علیه] ادعیه کتاب صاعد است، قرآن صاعد؛ تعبیر مى‏فرمود به اینکه قرآن کتاب نازل است که از آن جا نزول کرده است و ادعیۀ ائمه کتاب صاعد است، همان قرآن است رو به بالا مى‏رود … کسى که بخواهد بفهمد که مقامات ائمه چى است، باید رجوع کند به آثار آنها، آثار آنها ادعیۀ آنهاست، مهمش ادعیۀ آنهاست و خطابه‏هایى که مى‏خواندند …» .
 بیانات حضرت امام در جمع رؤساى سه قوه ـ ۱۹/۸/۶۶
[xiv]ـ «مناجات شعبانیه»
     عالم جلیل القدر، على بن طاووس این دعا را در اعمال ماه شعبان از حسین بن محمد «ابن خالویه» نقل مى‏کند و مى‏نویسد امیرالمؤمنین و فرزندانش ـ سلام‏اللّه‏ علیهم ـ همیشه این دعا را در ماه شعبان مى‏خواندند.
 اقبال الاعمال، ص ۶۸۵ (مفاتیح‏الجنان، اعمال ماه شعبان)حضرت امام خمینى مى‏فرمایند:
     «مناجات شعبانیه از بزرگترین مناجات و از عظیمترین معارف الهى و از بزرگترین امورى است که آنهایى که اهلش هستند مى‏توانند تا حدود ادراک خودشان استفاده کنند… این از دعاهایى است که من غیر از این دعا ندیدم که همۀ ائمه ـ روایت شده است که همه ـ این دعا را، این مناجات را مى‏خواندند. این دلیل بر بزرگى این مناجات است که همۀ ائمه این مناجات را مى‏خواندند».
 (بیانات حضرت امام در جمع روحانیون، مسئولان و مقامات لشکرى و کشورى به تاریخ ۷/۳/۶۲)
[xv]ـ «دعاى عرفات»
     دعاى گرانقدر «عرفه»، مناجاتى است که حضرت اباعبداللّه‏ الحسین ع در بعدازظهر روز عرفه، در زیر آسمان در صحراى عرفات در حالى که مانند باران اشک مى‏ریختند قرائت کردند. (اقبال‏الاعمال ـ اعمال روز عرفه، ص ۳۳۹ ـ زادالعماد، ص ۲۶۵ ـ مفاتیح‏الجنان، اعمال روز عرفه).
     این دعا بیانگر راز و نیاز عاشقانۀ سرور آزادگان و سالار شهیدان با محبوب و معبود خود خالق یکتاست و شامل مفاهیم بس بلند و عمیق است.
 
[xvi]ـ «صحیفۀ فاطمیه»
     قال الصادق ع: «اِنَّ فاطمه مَکَثَتْ بَعْد رَسُول اللّه‏ خَمْسَهً وَ سَبعینَ یَوماً وَقَدْکانَ دَخَلَها حُزنٌ شدیدٌ عَلى اَبیها، و کانَ جبرئیل یَاتیها فَیَحسِنُ عَزاها عَلى اَبیها، یَطیْبُ نفسها، وَ یُخْبِرها عن ابیها وَ مکانِهِ و یُخْبِرُها بما یکُونَ بَعْدَها فى ذُرّیتها و کانَ عَلىٌّ یَکْتُبُ ذلک فهذا مُصْحَفُ فاطمهَ».
     امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: فاطمه(ع) بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) بیش از ۷۵ روز زنده نماند، و غم جانسوز داغ پدر قلب او را لبریز کرده بود، به این جهت جبرئیل پى در پى به حضورش مى‏آمد، و او را در عزاى پدر سلامت باد مى‏گفت، و تسلى‏بخش خاطر غمین زهرا (ع) بود، و گاه از مقام و منزلت پدر بزرگوارش سخن مى‏گفت، و گاه از حوادثى که بعد از رحلت او بر ذریه‏اش وارد مى‏گردید خبر مى‏داد، و امیرالمؤمنین ـ سلام اللّه‏ علیه ـ نیز آنچه جبرئیل املا مى‏کرد همه را به رشتۀ تحریر در مى‏آورد، و مجموعۀ این سخنان است که به مصحف فاطمه موسوم گردید. (الاصول من الکافى، ج ۱، ص ۲۴۱). در روایت دیگرى در کتاب کافى، از امیرالمؤمنین (ع) نقل شده است که: «در این مصحف مسائل شرعى از حلال و حرام مطرح نیست، بلکه دانشى است از آنچه واقع شده و یا به وقوع خواهد پیوست».
 
[xvii]ـ «باقر العلوم»
     اسم مبارک آن بزرگوار محمد، و لقب مشهور او باقر است که حضرت رسول ص آن حضرت را طى روایاتى به این لقب ملقب فرمود. کنیۀ مشهور آن حضرت، ابى جعفر و عمر مبارک ایشان ۵۷ سال بود.
     امام باقر دو امتیاز در میان ائمه ـ علیهم السلام ـ دارد.
     اول، جد پدرى ایشان امام حسین (ع) و جد مادرى آن حضرت امام حسن (ع) است. از این جهت در حق ایشان گفته شده:
     «عَلَوىٌّ مِنْ عَلَوِیَّینَ وَ فاطِمِىٌّ مِنْ فاطِمیَّینَ وَ هاشِمىٌّ مِنْ هاشِمِیَّیْنَ».امتیاز دیگر آنکه وى پایه گذار انقلاب فرهنگى شیعه محسوب مى‏شود. گرچه انتشار معارف شیعه به دست امام صادق(ع) صورت گرفت ولى به دست امام باقر پایه‏گذارى شد. در دوران امام باقر(ع) دولت بنى‏امیه رو به زوال بود، مردم از آنها متنفر بودند. به علت وجود کسى چون عمربن عبدالعزیز، که علاوه بر اینکه نفع بزرگى براى شیعه داشت ضرر بزرگى نیز براى بنى امیه داشت و اختلاف شدیدى که در ممالک اسلامى پدید آمده بود و هر کسى از گوشه‏اى قیام مى کرد، خلفا به سرعت تغییر مى‏کردند ـ چنانکه در مدت امامت امام باقر(ع) در مدت نوزده سال پنج خلیفه روى کار آمدند: ولیدبن عبدالملک، سلیمان بن عبدالملک، عمربن عبدالعزیز، یزید بن عبدالملک، هشام بن عبدالملک ـ پس موقعیت مناسبى براى آن حضرت که از ظلم بنى‏امیه فارغ شده بود، پدید آورد که انقلاب علمى را آغاز نماید و بزرگانى از عامه و خاصه در اطراف ایشان جمع شدند و حقایق اسلام، لطایف اسلام و بالاخره معارف اسلام را منتشر کردند، از این جهت رسول اکرم(ص) به ایشان لقب «باقر» داده است. صاحب لسان العرب مى‏گوید: «لُقِّبَ بِهِ لاِنَّهُ بَقَرَالْعِلْمَ وَ عَرَفَ اَصْلَهُ وَ اِسْتَنْبَطَ فَرْعَهُ وَ تَوَسَّعَ فیهِ، وَالتَّبَقُّرُ التَّوَسُّعُ» امام باقر ملقب به این لقب است چون شکافندۀ علم است، پایۀ علوم اسلامى را شناخت و فروع آن را درک فرمود و آن را توسعه داد و ریشۀ تبقر به معنى توسعه است.
     عامه و خاصه نقل مى‏کنند که رسول اکرم(ص) به جابربن عبداللّه‏ انصارى فرموده است: «یا جابرُ یوشکُ انْ تبغى حتّى تَلْقَى وَلَدَاً مِنَ الْحُسَیْنِ یُقالُ لَهُ مُحَمَّد یَبْقُرُ عِلْمَ النَّبیینَ بَقْراً، فَاِذا لَقیتَهُ فَاْقَراهُ مِنّى السَّلامُ» اى جابر، تو زنده مى‏مانى، مردى از اولاد حسین را که نامش محمد است ملاقات مى‏کنى که او علم انبیا را مى‏شکافد. هنگامى که او را دیدى سلامم را به او برسان.
 چهارده معصوم علیهم السلام، آیت‏اللّه‏ مظاهرى، ص ۸۴
[xviii]ـ «صهیونیست جهانى»
     صهیونیست، تفکرى متعصب متعلق به سرمایه‏داران افراطى یهود است که در اواخر قرن گذشته در اروپا به وجود آمد و اکنون به ایدئولوژى رسمى رژیم اشغالگر قدس تبدیل شده است. این نام از «صهیون» نام کوهى در نزدیکى اورشلیم گرفته شده است.
     صهیونیسم مبتنى بر تبعیض نژادى است و قوم یهود را داراى وضع استثنایى در جهان مى‏داند که به عنوان قوم برگزیدۀ خدا داراى رسالتى ویژه است. براساس این تفکر، در سال ۱۸۹۷ میلادى جمعیتى به نام سازمان جهانى صهیونیسم به وجود آمد که هدف خود را انتقال یهودیان جهان به فلسطین اعلام کرد. این سازمان اکنون داراى قدرت مالى زیادى، برابر با دارایى بزرگترین شرکتهاى انحصارى جهان است و مرکز آن در ایالات متحدۀ امریکاست و فعالیت جمعیتهاى صهیونیست را در بیش از شصت کشور جهان کنترل مى‏کند. در حال حاضر نزدیک هجده سازمان صهیونیستى در دنیا فعالیت دارند. همچنین در امریکا ۲۸۱ سازمان ملى یهودى، ۲۵۱ فدراسیون محلى یهودى و نیز انواع مجامع مشورتى، صندوق و غیره وجود دارد. دولت امریکا یکى از حامیان اصلى صهیونیسم جهانى است. سازمان صهیونیسم داراى مراکز اطلاعات و جاسوسى در اکثر کشورهاى جهان است که این مراکز با سازمان جاسوسى موساد و سازمان سیا در ارتباط هستند.
     مهمترین و کارسازترین حربۀ صهیونیسم جهانى بهره‏گیرى از رسانه‏هاى عمومى در سراسر دنیاست و مجموعاً ۱۰۳۶ روزنامه و مجله در اختیار صهیونیسم جهانى مى‏باشد که معروفترین آن روزنامۀ «نیویورک تایمز»است.
 
[xix]ـ «اسرائیل بزرگ»
     پیروان صهیونیسم از ابتداى پیدایش یک هدف اساسى و عمده را دنبال مى‏کردند و آن تشکیل یک دولت یهودى یا حکومت جهانى تحت سلطۀ یهود با عنوان اسرائیل بزرگ در فلسطین بود. بر این اساس پس از تشکیل دولت اسرائیل در سال ۱۹۴۸ میلادى، صهیونیستها درصدد ایجاد اسرائیل بزرگ برآمدند و براى توجیه این سیاست خود، آن را مطابق تعالیم تورات دانستند.
     نقشۀ اسرائیل بزرگ بیشتر کشورهاى اسلامى و یا بخشى از آنها را در برمى‏گیرد. نقشۀ مزبور در گزارش پژوهشى «بنیامین مارزار» که تحت نظارت دولت اسرائیل منتشر شد وجود دارد. در نقشۀ مزبور، حدود اسرائیل را از نیل تا فرات قرار داده‏اند و اسرائیل همۀ خلیج فارس، شمال عراق، مسقط، عمان، نجد، ترکیه، سوریه، جنوب لبنان، شرق فلسطین، غرب اردن، بخشى از مصر و جنوب سودان را شامل مى‏شود. به علاوه نقشۀ بزرگتر اسرائیل که مى‏تواند مرحلۀ بعد از پیاده شدن طرح اسرائیل بزرگ باشد، کردستان، منطقۀ جنوب شرقى ایران، جنوب غربى افغانستان، و بخشى از شمال غربى پاکستان را نیز شامل مى‏گردد.
 
[xx]ـ «حسین اردنى»
     حسین بن طلال در چهارم نوامبر ۱۹۳۵ میلادى در امان متولد شد. دوران کودکى خود را در کودکستان انگلیسى‏ها در امان گذراند، سپس در مدرسۀ ویکتوریا در شهر اسکندریه در مصر به تحصیل پرداخت و تحصیلاتش را در مدرسۀ هاروارد انگلستان ادامه داد. در سال ۱۹۵۱ میلادى پدر بزرگش عبداللّه‏ به دست یک جوان انقلابى فلسطینى به قتل رسید. نفوذ وى در خاندانش و سیاست انگلستان اقتضا کرد که سلطنت در این خاندان باقى بماند، لذا با کمک انگلستان، طلال پدر حسین به پادشاهى رسید و نیز حسین ولیعهد اردن شد.
     چند ماه پس از به قدرت رسیدن طلال، در ۱۱ اوت ۱۹۵۱ میلادى پارلمان فرمایشى اردن وى را از حکومت عزل کرد و شاه حسین را به جاى وى بر تخت حکومت نشاند، بعد از این انتخاب، شاه حسین رهسپار انگلیس شد و در ۲ مى ۱۹۵۱ میلادى به اردن بازگشت و حکومت را در دست گرفت. او در طول حکومتش همواره از حمایت انگلستان برخوردار بود.
     به دنبال خروج انگلیس از شرق کانال سوئز و جایگزینى تدریجى امریکا در منطقه، وى از حمایت امریکا برخوردار گردید. سیاستهاى حکومت شاه حسین در منطقۀ خاورمیانه، همواره دنباله‏روى از سیاستهاى امریکا و انگلیس در منطقه بوده است. در سال ۱۹۶۷ میلادى که جنگ اعراب و اسرائیل آغاز شد، با خیانت شاه حسین صهیونیستها توانستند کرانۀ غربى رود اردن را اشغال و به خاک اسرائیل ضمیمه کنند. در نتیجه چهارصد هزار فلسطینى آواره و   به اردن رانده شدند. در این برهه شاه حسین نه تنها در جهت حقوق حقۀ مردم فلسطین قدمى برنداشت بلکه با فاجعۀ سپتامبر ۱۹۷۰ میلادى که به سپتامبر سیاه مشهور شد با کشتار مردم مظلوم و آوارۀ فلسطین در خاک اردن، لکه ننگى براى همیشه در پیشانى حکومت اردن باقى گذاشت.
 
[xxi]ـ شاه حسن مراکشى فرزند سلطان محمد پنجم در سال ۱۹۲۹ میلادى به دنیا آمد، وى تحصیلات خود را در فرانسه گذرانیده است و بعد از درگذشت پدرش به نام سلطان حسن دوم به پادشاهى رسید.
     بعد از به قدرت رسیدن سلطان حسن دوم، روابط فرانسه با مراکش همان‏گونه که انتظار مى‏رفت، گسترش یافت و مراکش بیش از گذشته مورد تهاجم فرهنگ غرب قرار گرفت و دولت مراکش نیز در بخشهاى فرهنگى، اقتصادى و سیاسى از حمایت فرانسه برخوردار گردید.
     گفتنى است که انور سادات رئیس جمهور خائن و معدوم مصر از طریق شاه حسن با صهیونیستها آشنا شد. چرا که وى داراى روابط دیرینه با آنان است و همه‏ساله کنفرانس یهودیان در مراکش برگزار مى‏شود، شاید این تنها کشور عربى است که صهیونیستها تا این اندازه در آن رسماً آزادى عمل دارند تا آنجا که در سال ۱۹۹۱ میلادى شاه حسن یک یهودى بنام «اندره ازولى» را به سمت مشاور عالى خود انتخاب کرد.
 
[xxii]ـ حسنى مبارک در سال ۱۹۲۸ میلادى در استان المنوفیۀ مصر به دنیا آمده است. در سال ۱۹۴۷ میلادى وارد دانشگاه علوم نظامى شد و دوران آموزش خلبانى را در آنجا گذراند، بعداً براى تکمیل آموزش خود به شوروى رفت.
     در سال ۱۹۷۲ میلادى وى فرمانده کل نیروى هوایى گردید و در هنگام جنگ اکتبر اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۷۳ میلادى، حسنى مبارک فرمانده نیروى هوایى مصر بود.
     وى یکى از نزدیکان انور سادات، بانى قرارداد ننگین کمپ دیوید بود و در ملاقاتهاى مهم وى حضور داشت.
     دربارۀ زندگى او گفتنى است که وى با یک دختر انگلیسى به نام سوزان ازدواج کرده است و داراى دو فرزند به نامهاى علاء و جمال مى‏باشد.
     مبارک پس از ترور سادات توسط سرهنگ انقلابى، شهید خالد اسلامبولى در سال ۱۹۸۱ میلادى، زمام امور مصر را به دست گرفت.
     وى پس از جایگزینى اعلام کرد که تمامى سیاستهاى سادات را در زمینه‏هاى داخلى و خارجى دنبال خواهد کرد و در سال ۱۹۸۲ در مصاحبه با شبکۀ تلویزیونى ان. بى. سى امریکا گفت که:
     «دروازه‏هاى ما به روى دوستان اعراب باز است اما نه به قیمت از دست رفتن روابطمان با اسرائیل، ما مى‏توانیم نقش خوبى را براى رفع هرگونه تشنجى که در هر زمان براى دوستان عرب و اسرائیلى ما به وجود بیاید ایفا کنیم».
 
[xxiii]ـ «احکام اولیه و ثانویه»
     عناوینى که ـ یعنى افعال و ذواتى که ـ بر آن حکم شرعى قرار مى‏گیرد، دو حالت دارد:
     الف) حالت اول، «عنوان» صرف نظر از هرگونه حالت و وصف براى آن مى‏باشد، حکمى که براى آن قرار داده مى‏شود «حکم اولى» نام دارد.
     ب) حالت دوم «عنوان» در صورتى که براى وى وصف و حالت جدیدى مثل اضطرار، اکراه، حرج، ضرر، فساد و … حاصل شود که در آن صورت حکم آن «ثانوى» نامیده مى‏شود. مثلاً خوردن گوشت مردار به عنوان اوّلى حرام است ولى اگر شخصى در حالت اضطرار قرار گرفت خوردن آن جایز است.
 (اصطلاحات الاصول، تألیف آیت‏اللّه‏ على مشکینى، ص ۱۲۴)
[xxiv]ـ «ملى‏گرایى»
     تمایلات ملى به طور مطلق مطرود و نادرست نیست، بلکه آن نوع گرایشات ناسیونالیستى که باعث جدا ساختن نژادها و ملیتها از یکدیگر و ایجاد تفرقه و چند دستگى است مطرود مى‏باشد، بدیهى است که اگر ملیگرایى در حد یک احساس سادۀ دوستى نسبت به آب و خاک و وطن و ملت خلاصه شود و به صورت یک بت مورد پرستش واقع نشود و همۀ حقایق الهى فداى آن نگردد، چیز مذمومى نخواهد بود ولى اگر بنا باشد این احساسات جایگزین حقایق و ارزشهاى انسانى و اسلامى شده و به عنوان یک ارزش والا مورد توجه و عنایت مفرط قرار گیرد و به صورت یک مکتب و مسلک درآید، جز گمراهى و شرک و فساد به بار نخواهد آورد و اسلام با چنین گرایشاتى بشدت مبارزه مى‏کند.
 خدمات متقابل ایران و اسلاماستاد شهید مرتضى مطهرى ـ رحمه‏اللّه‏ علیه ـ در اینباره مى‏نویسد:
     «ناسیونالیسم آنگاه عقلاً محکوم است که جنبۀ منفى به خود مى‏گیرد یعنى افراد را تحت عنوان ملیتهاى مختلف از یکدیگر جدا مى‏کند، روابط خصمانه‏اى میان آنها به وجود مى‏آورد و حقوق واقعى دیگران را نادیده مى‏گیرد …»
     حضرت امام ـ سلام‏اللّه‏ علیه ـ مکرر خطر ملیگرایى و گرایشات ناسیونالیستى را گوشزد نموده، آن را عامل تفرقه و جدایى بین ملتها و سدى براى پیشرفت اسلام معرفى کرده‏اند: «… با دست حکومتهاى فاسد این نژادپرستیها و گروه‏پرستیها در بین مسلمین رشد کرده عربها را در مقابل عجمها، عجمها را در مقابل عربها و ترکها، و ترکها را در مقابل دیگران قرار دادند و همۀ نژادها را در مقابل هم. اینکه من مکرر عرض مى‏کنم این ملیگرایى اساس بدبختى مسلمین است براى این است که این ملیگرایى ملت ایران را در مقابل سایر ملتهاى مسلمین قرار مى‏دهد و ملت عراق را در مقابل دیگران و ملت کذا در مقابل کذا، اینها نقشه‏هایى است که مستکبرین کشیدند که مسلمین با هم مجتمع نباشند …».
 
[xxv]ـ «حدود و تعزیرات»
     حدود جمع حد و در لغت به معنى منع، کنارۀ فاصله بین دو چیز و انتهاى هر چیزى است. تعزیرات جمع تعزیر و در لغت به معناى نکوهش کردن و ملامت کردن است. در تعریف اصطلاحى حد و تعزیر، محقق حلّى مى‏فرماید: کلُّ مالَهُ عقوبه مقدره یسمّى «حداً» وَ ما لَیْسَ کَذلِکَ یُسمّى تعزیراً.
     حدّ: هرگاه در شرع مقدس براى تخلفى، مجازات معینى قرار داده شده باشد آن را «حد» گویند مثل مجازات دزدى و آدمکشى … .
     تعزیر: و هرگاه براى تخلفى مجازات معینى مشخص نشده باشد آن را «تعزیر» مى‏گویند و تعیین مقدار آن بر عهدۀ قاضى و حاکم شرع است.
 شرح لمعه، شهید ثانى، کتاب الحدود و التعزیرات (شرایع، محقق حلى، کتاب الحدود و التعزیرات)
[xxvi]ـ «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا مالَـکُم اِذا قیلَ لَـکُمُ انْفِرُوا فى سَبیلِ‏اللّه‏ اثَّاقَلْتُمْ اِلَى الارْضِ اَرَضیتُمْ بِالْحَیوهِ الدُّنْیا مِنَ الآخِرَهِ فَما مَتاعُ الْحَیوهِ الدُّنْیا فِى الآخِرَهِ اِلاّ قلیلٌ».
     اى کسانى که ایمان آورده‏اید چرا هنگامى که به شما گفته مى‏شود به سوى جهاد در راه خدا حرکت کنید بر زمین سنگینى مى‏کنید و سستى به خرج مى‏دهید آیا به زندگى دنیا به جاى آخرت راضى شده‏اید! با اینکه متاع زندگى دنیا در برابر آخرت چیز کمى بیش نیست.
     «اِلاّ تَنْفِرُوا یُعَذِّبْکُمْ عَذاباً اَلیماً وَ یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ وَ لا تَضُرُّوهُ شَیْئاً وَاللّه‏ عَلى کُلِّ شَىءٍ قَدیرٌ».
     اگر (به سوى میدان جهاد) حرکت نکنید، (خداوند) شما را مجازات دردناکى مى‏کند و گروه دیگرى غیر از شما را به جاى شما قرار مى‏دهد، و هیچ زیانى به او نمى‏رسانید، و خداوند بر هر چیزى توانا است.
 (سورۀ توبه، آیۀ ۳۸ و ۳۹)
[xxvii]ـ قالَ اَمیرُالمُؤمنین على ع: وَ لَقَدْ کُذِبَ عَلى رَسُولِ‏اللّه‏ِ ـ صَلَّى‏اللّه‏ علیه و آله ـ عَلى عَهْدِهِ حَتّى قام خَطیباً فَقالَ: «مَنْ کَذَبَ عَلَىَّ مُتَعَمِّداً فَلْیَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النّارِ».
و به تحقیق در زمان رسول خدا ـ صلى‏اللّه‏ علیه و آله ـ به آن حضرت دروغها بستند تا اینکه به خطبه خواندن ایستاد و فرمود: «هر که از روى عمد و دانسته به من دروغ بندد، در آتش جهنم قرار خواهد گرفت».
 نهج‏البلاغه، فیض‏الاسلام، خطبۀ ۲۰۱
[xxviii]ـ «اِنْ تَنْصُرُوااللّه‏ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ اَقْدامَکُمْ»
     شما اگر خدا را یارى کنید، خدا هم شما را (همه جا) یارى کند و (در جنگها فاتح سازد و بر حوادث) ثابت قدم گرداند.
 (سورۀ محمد، آیۀ ۷)
[xxix]ـ «سازمان چریکهاى فدایى خلق»
     سازمان کمونیستى چریکهاى فدایى خلق در سال ۱۳۴۹ ه . ش . توسط جوانانى که از سیاستهاى حزب توده وابسته به شوروى ناراضى بودند تشکیل گردید و سلسله جبال البرز بخصوص جنگل سیاهکل را به عنوان مرکز عملیاتى انتخاب و دست به تحریک روستاییان منطقه علیه رژیم زدند که با تلاش رژیم شاه این سازمان در اوایل سال ۱۳۵۴ و ماههاى اردیبهشت و خرداد ۱۳۵۵ شکست سختى را متحمل شد و از هم پاشید. پس از این شکست جز چند ترور و درگیرى با نیروهاى پلیس فعالیتى از آنان دیده نشد. با آغاز انقلاب اسلامى، و ایجاد فضاى مناسب، سازمان دست به تجدید تشکیلات زد و از اوایل سال ۱۳۵۷ مبارزاتش را برعلیه ارتش و نیروهاى انقلابى افزایش داد. که در مقایسه با امواج توفنده و خروشان مردم که در سایۀ رهنمودهاى پیشوا و منجى خویش، حضرت امام خمینى، پایه‏هاى ستم را به لرزه درآورده بودند، به حساب نمى‏آمدند. با پیروزى انقلاب اسلامى، این سازمان با وجود نداشتن پایگاه مردمى، بر اصول و مرام وارداتى خود پاى مى‏فشرد لذا همگام با استکبار جهانى به ضدیت با انقلاب اسلامى پرداخت و دست به ترور افرادى عادى و نیروهاى مذهبى زد، با کشف پایگاهها و خانه‏هاى تیمى آنان، سازمان به دو شاخۀ اقلیت و اکثریت تقسیم شد. که «اکثریت» هماهنگ با مواضع حزب توده، اصل را بر مذاکرۀ سیاسى به جهت کسب وجهه قرار دادند و «اقلیت» بر مبارزۀ مسلحانه پاى فشرده و کردستان را جهت تداوم عملیات انتخاب کردند. سرانجام با تلاش پیشمرگان مسلمان کرد و نیروهاى مدافع انقلاب، آنان منطقه را ترک و به خارج از کشور گریختند.
 
[xxx]ـ «حزب توده»
     حزب توده در سال ۱۳۲۰ ه . ش . بر بقایاى حزب عدالت که در سال ۱۲۹۹ ه . ش . پس از ورود ارتش سرخ به رشت ایجاد شده بود، تشکیل گردید. به دنبال سیاستى که قوام‏السلطنه براى تخلیۀ ایران در پیش گرفته بود سه وزیر کمونیست وارد کابینۀ او شدند. با خروج قواى روس و شکست فرقۀ دموکرات آذربایجان وانشعابى که در داخل حزب در سال ۱۳۲۶ ه . ش . روى داد عده‏اى از اعضا، تز استقلال حزب از شوروى را مطرح ساختند . در بهمن سال ۱۳۲۷ بدنبال سوء قصد به جان شاه، که ضارب توده‏اى شناخته شد ، حکومت نظامى اعلام واعضاى حزب دستگیر و حزب غیرقانونى و منحل گردید . درسال ۱۳۲۸ ه . ش . حزب با اعلام مارکسیسم ـ لنینیسم به عنوان مرام حزبى، رویّۀ خود را کاملاً آشکار ساخت. با آغاز جنبش ملى شدن صنعت نفت حزب توده با دو جناح کیانورى ـ قاسمى شکل گرفت که بعدها با سکوت در قبال کودتاى ۲۸ مرداد ۳۲ و فعالیتهاى پشت پرده نقش مهمى در سقوط مصدق داشت. در مرداد ماه ۱۳۳۳ با دستگیرى افسران شبکۀ نظامى و سایر شبکه‏هاى حزب توسط رژیم شاه، عدۀ زیادى، از سوابق حزبى خود ابراز انزجار کردند و به همکارى با رژیم شاه و سازمان امنیت آن دست یازیدند. در دهمین کنگرۀ حزب در اوایل دهۀ پنجاه، حزب به تعریف و تمجید از رژیم و رویگردانى از مبارزه پرداخت. در سالهاى ۵۰ تا ۵۶ ه . ش . که روحانیت با شیوه‏هاى نوینى مبارزه را آغاز کرده بود، حزب به تجدید سازمان پرداخت و پس از پیروزى انقلاب اسلامى، حزبْ پلنوم شانزدهم خود را در تهران برگزار و پشتیبانى خود را از جمهورى اسلامى اعلام کرد. هدف حزب پس از انقلاب اسلامى این بود که بتدریج جاى پایى در بین نیروهاى انقلابى باز کرده و در ارکان اقتصادى و فرهنگى کشور نفوذ نمایند. سرانجام با دستگیرى رهبران و کادرهاى اصلى حزب توده، سیل اعترافات و تنقرنامه‏ها آغاز شد و با اعترافات طولانى و گستردۀ افرادى چون کیانورى و طبرى به جاسوسى و تلاش جهت نابودى نظام، ماهیت این حزب بر همگان آشکار و به عمر سراسر خیانت ۴۲ سالۀ حزب توده در ایران پایان داده شد.
 
[xxxi]ـ «استالین»
     ژوزف و سپاریونوویچ جوگاشویلى، معروف به استالین، ۲۱ دسامبر ۱۸۷۹ در گرجستان به دنیا آمد. از سن پانزده‏سالگى با مکتب مارکسیسم آشنا شد و از آن به بعد وارد فعالیتهاى سیاسى شد و بارها به خاطر این فعالیتها دستگیر و زندانى شد.
     در سال ۱۹۰۷ میلادى در کنفرانس سوسیال دموکراتهاى روسیه در لندن، لنین به او لقب استالین پولاد به زبان روسى داد.
     سرقت ۳۴۱۰۰۰ روبل از بانک تفلیس در ۲۶ ژوئن ۱۹۰۶ که بزرگترین سرقت تاریخ تا آن وقت بود،او را قهرمان مشهورى در بین کمونیستها ساخت.
     در سال ۱۹۱۲ میلادى حزب بلشویک رسماً تشکیل شد و استالین به پیشنهاد لنین به عضویت در کمیتۀ مرکزى آن درآمد و بعداً روزنامۀ «زوزدا» و سپس «پراودا» را منتشر ساخت. به‏دنبال پیروزى انقلاب اکتبر به سمت رئیس سازمان بازرسى حزب از سوى لنین انتخاب شد و در سال ۱۹۲۲ میلادى به دبیر کلى حزب رسید و تشکیلات آن را قبضه کرد.
     لنین در ۲۱ ژانویه ۱۹۲۴ در گذشت و وصیتنامۀ او که حاوى اظهار عدم رضایت وى از استالین بود، به همراه مقالات تند وى علیه استالین، توسط بیوۀ لنین در اختیار «کامنف» قرار گرفت و او نیز دراختیار دفتر سیاسى حزب قرار داد که این امر خشم استالین را برانگیخته و مقدمه‏اى براى تصفیه‏هاى خونین بعدى وى گردید. در دسامبر ۱۹۲۷ در کنگرۀ پانزدهم حزب با سخنرانى هفت ساعتۀ استالین آهنگ تسریع در پیشرفت کمونیسم تصویب شد که اشتراکى کردن کشاورزى از پیامدهاى آن بود که منجر به قتل ده میلیون کولاک یا کشاورزان مرفه دوران استولیپین از نخست‏وزیران مقتدر دوران تزارى گردید. بعداً استالین تصفیه‏هاى خونینى را تا سال ۱۹۳۹ میلادى به راه انداخت که تنها در سال ۱۹۳۵ میلادى ۵۳۶۵۰۰ نفر کشته شدند. با وقوع جنگ دوم جهانى و اشغال لهستان، لیتوانى، لتونى و استونى استالین شوروى را به سوى یک قدرت جهانى پیش برد.
     بالاخره این دیکتاتور بزرگ تاریخ در روز پنجم مارس ۱۹۵۳ به صورت مشکوکى درگذشت و حکومت سى سالۀ خفقان، ترور و کشتار وى پایان یافت.
 
[xxxii]ـ «حادثۀ آمل»
     حادثۀ آمل به دنبال اعلام مبارزۀ مسلحانۀ مخالفین نظام نوپاى اسلامى در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، به وقوع پیوست. اتحادیۀ کمونیستهاى ایران که متشکل از مارکسیست ـ لنینیستهاى چپ بودند با ارزیابى موقعیتهاى جغرافیایى، جنگلهاى آمل را مناسب براى عملیات چریکى تشخیص دادند و در آنجا استقرار یافتند. تصور واهى اتحادیه بر این بود که به خاطر وضعیت اجتماعى منطقۀ آمل و بافت دهقانى جمعیّتِ اطراف آن، در صورت حمله به شهر، مقاومت پراکندۀ نیروهاى انقلاب بسرعت سرکوب مى‏شود و در مرحلۀ دوم پس از قطع خطوط ارتباطى و تقویت نیروهاى مخالف داخل شهر، دیگر مناطق مازندران به تصرف نیروهاى اتحادیه درآمده و پس از آن آحاد مردم در یک زنجیرۀ متشکل در سراسر ایران بپا مى‏خیزند و رژیم جمهورى اسلامى را ساقط مى‏کنند.
     حملۀ آنها شب ششم بهمن آغاز شد. آنها به دو گروه تقسیم شدند.
     گروه اول وارد شهر شده و به گشت‏زنى پرداختند و هر کس را به اصطلاح حزب‏اللهى و پاسدار تشخیص مى‏دادند ترور مى‏کردند. آنها سپس به کمیتۀ انقلاب اسلامى شهر حمله بردند. مردم آمل که با صداى تیراندازى به خیابانها آمده و متوجه وقایع شده بودند، آمادۀ مقابله گردیدند. صبح روز ششم بهمن حماسۀ مردم آغاز شد و مردم آمل با سنگربندى در شهر و مقابله با نیروهاى اتحادیه آرایش آنها را برهم زدند. در نتیجه نیروهاى اتحادیه که ایمان و مقاومت مردمى را در برنامۀ خود لحاظ نکرده بودند به گروههاى کوچکترى تقسیم شدند ولى بر اثر شدت مقابلۀ مردمى، ارتباط آنها از هم قطع و بالاخره تا غروب همان روز تارومار شدند. در این واقعه ۳۴ نفر از کمونیستها کشته و چند تن زخمى و سى نفر دستگیر شدند و از مردم شریف آمل نیز چهل نفر به شهادت رسیدند.
 
[xxxiii]ـ «کمونیست امریکایى»
     اصطلاح کمونیست امریکایى، در رابطه با عملکرد بعضى از احزاب چپ در کشورهاى جهان و خصوصاً کشورهاى اسلامى است. این احزاب در حالى که در ظاهر اعتقاد به اصول و مبانى کمونیسم دارند ولى در موضعگیریها و عملکردهاى خویش در راستاى سیاستهاى غرب قرار دارند.
     مانند بسیارى از احزاب کمونیستى ایران، نظیر پیکار، کومله، دموکرات که همسو با سیاستهاى سازمان سیا در براندازى جمهورى اسلامى ایران تلاش کردند و از کمکهاى مالى استکبار برخوردار بودند و در یک بررسى عمیقتر مى‏توان گفت به طور کلى رودررویى کمونیستها با نهضت اسلامخواهى در ممالک اسلامى بویژه ایران، قطع نظر از شعارها، نوع روابط و وابستگى احزاب کمونیستى به کشورهاى عضو بلوک کمونیسم در گذشته، همواره در راستاى منافع و هماهنگ با سیاستهاى خصمانۀ غرب و امریکا علیه انقلاب اسلامى قرار داشته است.
 
[xxxiv]ـ «حزب دموکرات کردستان»
     این حزب در سال ۱۳۲۲ ه . ش . با حمایت و تشویق شوروى سابق توسط قاضى محمد تشکیل شد.
     در بهمن ۱۳۲۴ قاضى محمد به عنوان دبیر کل حزب در راستاى سیاستهاى شوروى و تجزیۀ ایران در مهاباد تشکیل حکومت داد اما به دنبال توافق دولتین ایران و شوروى سابق، قاضى محمد به همراه برادرش سیف قاضى و حدود چهل تا پنجاه نفر از اعضاى حزب اعدام شدند.
     در سال ۱۳۳۸ فعالیتهایى در جهت احیاى حزب انجام شد که با شکست مواجه گردید.
     با گذشت زمان و پیروزى انقلاب اسلامى در ایران این حزب دوباره شروع به فعالیت نمود. رهبران جدید با استفاده از سابقۀ حزب و بهره‏بردارى از ضعف دولت موقت و برخى خیانتها موفق شدند با تصرف تعدادى از پادگانهاى نظامى و غارت سلاحها موقعیت خود را در قسمتهایى از کردستان تحکیم بخشند. از نظر ایدئولوژى، حزب دموکرات على‏رغم تکیه بر مارکسیسم، اصالتى براى مبارزۀ طبقاتى قائل نیست و از همین رو فئودالها و خانهاى محلى در داخل حزب و کادر رهبرى آن از موقعیت ویژه‏اى برخوردار مى‏باشند.
     پس از انقلاب اسلامى، رهبرى حزب با عبدالرحمن قاسملو بود. وى در سال ۱۳۳۸ با تعهد سپردن به ساواک شاه از ایران خارج و به مدت پانزده سال در کشورهاى شوروى، عراق و اروپاى شرقى و فرانسه اقامت گزید و در فرانسه در مدرسۀ «السنۀ شرقیه‏اى» که یکى از وظایفش تربیت و پرورش جاسوس براى کشورهاى مشرق زمین است، مشغول به فعالیت مى‏شود در مدت اقامت در شوروى در بخش فارسى رادیو مسکو به سخن‏پراکنى مشغول، و در عراق نیز شغل مهم دولتى داشته است. خاندان وى از فئودالهاى معروف منطقه مى‏باشند.
     قاسملو در روز دوشنبه ۲۲/۴/۱۳۶۸ شمسى در وین پایتخت اتریش به قتل رسید. استراتژى حزب دموکرات، تحت پوشش خودمختارى، انتزاع خاک کردستان از پیکرۀ جمهورى اسلامى ایران است. این حزب همانند دیگر احزاب منطقه با انشعابات پى‏درپى که در درون ساختار آن ایجاد شده است دریک سردرگمى و بلاتکلیفى به سر برده و حیات آن به میزان زیادى به حیات حزب بعث و حامیان غربى آن بستگى دارد.
     بر اساس اسنادى که از لانۀ جاسوسى امریکا در ایران به دست آمده و منتشر نشده‏است، دولت امریکا در وارد آوردن فشار بر نظام نوپاى اسلامى بیشترین استفاده را از حزب دموکرات کردستان برده است و همواره ایجاد اغتشاش در این منطقه و حمایت کامل از حزب دموکرات و دیگر گروهکهاى محارب در کردستان، در برنامۀ سازمان سیا قرار داشته است.
 
[xxxv]ـ «حزب کومله»
     بنا به ادعاى این حزب، سال تأسیس آن ۱۳۴۸ ه . ش . مى‏باشد اما نداشتن هیچ گونه فعالیتى تا سال ۱۳۵۷ ه . ش . و عدم وجود مدارک کافى این ادعا را مشکوک جلوه مى‏دهد. در سال ۱۳۵۷ به دنبال کشته شدن فردى به نام محمد حسین کریمى که حزب، او را از خود مى‏دانسته، اعلام موجودیت کرد و بدنبال آن در پى کسب وجهه و مانورهاى مردم‏پسندانه با شعارهاى دفاع از دهقان در مقابل فئودالهاى منطقۀ «کرمنو» از توابع سقز برآمد. با توجه به سوابق و روحیه و فرهنگ خاص حاکم بر منطقه، شعارهاى عوام فریبانۀ آنان تا حد زیادى مؤثر واقع شد و جو ضد دولتى در منطقه به وجود آورد و به موازات آن با سلاحهایى که از پادگانهاى منطقه غارت کرده و نیز کمکهایى که از سوى رژیم بعث به آنها مى‏شد وارد جنگ مسلحانه علیه نظام جمهورى اسلامى شدند. از نظر ایدئولوژى این حزب از نقطه نظرات مائو الهام گرفته است. به دنبال گسترش تحرک نظامى جمهورى اسلامى، تشکیلات گروهک مزبور از هم پاشیده و بقایاى آنها به شهر بوکان پناه بردند.
     حزب کومله با توجه به وابستگى‏اش به استکبار جهانى و کمکهاى رژیم بعث به آن، هم صدا با بوقهاى تبلیغاتى جهان بر علیه نظام جمهورى اسلامى ایران در جنگ تحمیلى موضع گرفت و ایران را آغازگر جنگ اعلام کرد. در طول دوران جنگ اعضاى کومله مانند دیگر احزاب کمونیستى و منافقین، به عنوان ستون پنجم دشمن عمل کرده و براى دولت عراق مزدورى مى‏کردند.
     در زمینۀ اخلاقى، این حزب با طرح نظریه‏هایى چون «عشق آزاد» و … درصدد موجه جلوه دادن مفاسد اخلاقى درون حزب برآمد.
     به هر تقدیر تحولات جارى در منطقۀ کردستان و تحکیم قدرت دولت مرکزى در منطقه موجب گشت که حزب کومله در انزوا و اضمحلال کامل قرار گیرد. مردم ایران این حزب را در کنار منافقین به عنوان یکى از منفورترین احزاب خائن به ملت و انقلاب اسلامى مى‏شناسند.
 
[xxxvi]ـ «شهید مدرس»
     شهید سید حسن مدرس، در روستاى «سرابه‏کچو» از توابع اردستان اصفهان به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلات در اصفهان عازم عتبات عالیات شد و در نزد اساتید بزرگى چون آخوند خراسانى و میرزاى شیرازى به ادامۀ تحصیل پرداخت و به درجۀ اجتهاد رسید. مخالفت با ستمگریهاى ظل السلطان فرزند بزرگ ناصرالدین شاه و حاکم اصفهان او را در امور سیاسى آبدیده کرد. در مجلس دوم به عنوان یکى از پنج نفر علماى طراز اول از سوى مراجع تقلید انتخاب شد و با حاج آقا نوراللّه‏نجفى (یکى از پنج نفر علماى طراز اول) به تهران آمد. در جریان قیام محمدعلى میرزا به همراه سایر مشروطه‏خواهان به مقاومت برخاست و در نتیجه این قیام با شکست رو به رو شد و به دنبال آن مصادرۀ اموال شورشیان پیش آمد که با اولتیماتوم ۱۹۱۱ میلادى روسیه مواجه گردید. این اولتیماتوم با مخالفت شهید خیابانى و شهید مدرس رد شد. در قضیۀ مهاجرت که به دنبال اشغال بخشهایى از خاک ایران در جنگ جهانى اول به وقوع پیوست، وى تصدى دو وزارتخانۀ دولت آزاد در تبعید را به عهده داشت (۱۳۳۵ ه .ق.) قرارداد ۱۹۱۹ میلادى که به دنبال پیروزى بلشویکها در روسیه و سعى انگلیس در روى کار آوردن دولتى مقتدر و وابسته در ایران، بین وثوق‏الدوله و کاکس منعقد شده بود با مخالفت شدید مدرس لغو گردید. در جریان کودتاى ۱۲۹۹ ه . ش . رضاخان، بشدت با آن به مخالفت برخاست و این مخالفتها با رضاخان تا هنگام تبعید وى در ۱۶ مهرماه ۱۳۰۷ ادامه یافت و سپس، پس از ده سال در شهر کاشمر در عصر روز ۲۷ ماه مبارک رمضان سال ۱۳۱۶ ه . ش . با زبان روزه او را مسموم و به دستور رضا خان او را به شهادت مى‏رسانند. آنچه که از مدرس در خلال حیات سیاسى‏اش به یادگار باقى مانده روحیۀ مقاومت و سازش ناپذیرى او در مقابل قدرتهاى شیطانى و یک عمر مجاهده در دفاع از اسلام و میهن اسلامى است. حضرت امام به کرّات از شهید مدرس یاد مى‏کرده‏اند و او را الگوى مبارزان و مجاهدان و مصداق بارز روحانیت انقلابى مى‏دانست.
 
[xxxvii]ـ «فاجعۀ ۱۴ اسفند»
     فاجعۀ ۱۴ اسفند ماه ۱۳۵۹ تلاشى بود که از سوى عناصر وابسته و سازشکار براى بازگرداندن مسیر انقلاب به سوى یک رژیم مورد پسند غرب صورت گرفت.
     در این روز بنى‏صدر رئیس‏جمهور اسبق و مخلوع با اعلام برگزارى مراسم بزرگداشت سالگرد درگذشت دکتر مصدق در دانشگاه تهران که از سوى گروهها و جمعیتهاى معارض حمایت مى‏شد با سخنرانى تحریک‏آمیز خود، سعى در اغواى مردم و انزواى نیروهاى انقلابى داشت. این مراسم که از ساعت ۴۰:۱۵ دقیقه آغاز گشته بود منجر به درگیرى بین شرکت کنندگان در مراسم و مخالفین آنها گردید.
     در جریان درگیرى بنى‏صدر با سخنان تحریک آمیز، هیجان جمعیت را بیشتر مى‏کرد و گارد مخصوص او به همراه میلیشیاى منافقین خلق شروع به ضرب و جرح مخالفین نمودند. در این حادثه تعداد زیادى از مردم که در دانشگاه و بیرون دانشگاه به حمایت از آرمانهاى انقلاب اسلامى شعار مى‏دادند، به دستور بنى‏صدر مورد تهاجم قرار گرفته و تعداد زیادى زخمى شدند.
     حادثۀ ۱۴ اسفند نقطۀ عطفى بود که صف‏بندى نیروهاى انقلابى به رهبرى امام خمینى با خطوط انحرافى را عمیقتر و آشکارتر کرد و همین حادثه و اعمال بعدى بنى صدر، موجبات جدایى کامل او را از ملت و نهایتاً پناه بردن علنى او به منافقین و سقوط و فرار وى را فراهم ساخت.
 
[xxxviii]ـ «مانند رژیم کمونیسم و مارکسیسم»
     به دنبال انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ در روسیه و استقرار نظام کمونیستى در آن کشور، پهنۀ عظیمى از جهان، از بالتیک تا آدریاتیک در حصار آهنین اندیشۀ مارکسیستى گرفتار آمد. مظاهر این تفکر در خشونت، قتل و انهدام اندیشه‏هاى مخالف در شدیدترین وضع ممکن بود.
     پس از مرگ لنین در سال ۱۹۲۴ میلادى و روى کار آمدن استالین، جهان شاهد آغاز وحشتناکترین کشتارها در تاریخ معاصر بود. استالین پس از نابود کردن رقباى سیاسى خود همچون تروتسکى، زنیویف، کامنف، و تثبیت قدرت خودش اقدام به پیاده نمودن برنامۀ پنج سالۀ اقتصادى خود جهت توسعۀ شوروى نمود. از سیاستهاى اصولى این برنامه، لغو مالکیتهاى فردى و اشتراکى کردن سیستم کشاورزى بود. در راستاى این سیاست، اقدام به درهم شکستن مقاومتها به صورت وحشتناکترین شیوه‏هاى ضد بشرى نمود. در ماجراى کولاکها و تبعید آنها به سیبرى تنها ده میلیون نفر کشته شدند. در سال ۱۹۳۵ تحت نظر «یژوف» ۵۳۶۵۰۰ نفر به قتل رسیدند. استالین به نوعى بیمارى به نام پارانو دچار بود که علائم آن جنون عظمت‏طلبى است. سیاست قتل و سرکوب در دوران زمامداران بعدى نیز ادامه یافت. در زمان برژنف حادثۀ بهار پراگ و تجاوز به چکسلواکى با کشتارهاى وسیع همراه بود. بسیارى از جنایات هفتاد سال سلطۀ کمونیستها در این بخش از جهان، در دوران روى کار آمدن گورباچف برملا گردید. سرانجام لهیب آتش ظلم از زیر خاکستر سردرآورد و زبانه‏هاى سرکش آن کاخ ظلم را بر سر سرنشینان و اهل ظلمۀ آن یکسره ویران ساخت سقوط شوروى و تجزیۀ آن.
 
[xxxix]ـ «احلى من العسل»
     شیرینتر از عسل. این تعبیر در روایات در وصف آب نهر کوثر و برخى دیگر از نعمتهاى بهشتى به‏کار رفته بحارالانوار، ج ۸، ص ۱۸ از پیامبر گرامى (ص و ص ۱۸۳ و ۱۸۹).
     و همچنین این تعبیرى است که قاسم بن حسن (ع) در شب عاشورا در جواب عموى خویش، حسین بن على (ع) فرموده است … قاسم بن حسن (ع) به امام (ع) گفت: آیا من هم در کشته شدگانم؟ دل حسین (ع) بر او بسوخت و گفت: اى پسرک من! مرگ نزد تو چگونه است؟ گفت: اى عم! از انگبین شیرینتر. گفت: آرى به خدا سوگند ـ عم تو فداى تو باد ـ تو یکى از آن مردانى که با من کشته شوند بعد از آنکه شما را بلاى عظیم برسد.
 (ترجمۀ نفس المهموم حاج شیخ عباس قمى، به قلم حاج میرزا ابوالحسن شعرانى)
[xl]ـ «اى کاش ما با شما بودیم و به رستگارى بزرگ نایل مى‏گردیدیم».
     این اقتباسى است از فراز آخر زیارت امام حسین ع.

وصیت نامه امام خمینی(س)

 
  

مطالب مرتبط
ویژه نامه ارتحال امام خمینی،  دانلود فایل .pdf
ویژه نامه ارتحال امام خمینی، دانلود فایل .pdf
۱۴خرداد یادآور روزی است که بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی به ملکوت اعلی پیوست و مردم میهن اسلامی و شیفتگان خود در سراسر گیتی را عزادار نمود. امام خمینی (ره) نه ...
ادامه مطلب
کلیپ عبد صالح | آخرین ذکر
کلیپ عبد صالح | آخرین ذکر
متن خاطره‌ی رهبر انقلاب:ایشان تا آخرین لحظات حیاتشان، ذکر و نماز و دعا را از دست ندادند. حاج احمد آقا فرزند عزیز حضرت امام می‌گفتند: پیش از ظهر روز آخر ...
ادامه مطلب
ویژه نامه ارتحال امام خمینی (ره)
ویژه نامه ارتحال امام خمینی (ره)
دو نکته اساسی در حرکت امام بزرگوار بود که همین دو نکته، سرمایه ارزشمند این انقلاب بود و هست: یکی این است که هدف این انقلاب، اسلام است. دوم ...
ادامه مطلب
فیلم مستند امام روح الله، پیرامون زندگی امام خمینی (رض) از ولادت تا عروج
فیلم مستند امام روح الله، پیرامون زندگی امام خمینی (رض) از ولادت تا عروج
بررسی و درک ابعاد مختلف شخصیت عمیق امام خمینی (رض) بی تردید نیازمند تسلط و ژرف نگری تاریخی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است و ظرفیتی بسیار فراتر از گزارشهای خبری ...
ادامه مطلب
نرم افزار ویژگی های بارز حضرت امام (ره)  (اندروید)
نرم افزار ویژگی های بارز حضرت امام (ره) (اندروید)
هر مطلب در چند خط کوتاه با ذکر یک ویژگی از حضرت امام خمینی(ره) با قابلیت اشتراک گذاری تهیه شده است.با دانلود و اشتراک گذاری مطالب این برنامه کمترین دِین ...
ادامه مطلب
۲۲بهمن روز پیروزی انقلاب اسلامی ایران. روز شمار بهمن ۵۷ در یک نگاه
۲۲بهمن روز پیروزی انقلاب اسلامی ایران. روز شمار بهمن ۵۷ در یک نگاه
از هفدهم تا ۲۲ بهمن ۵۷، ایران یکی از دوره های استثنایی تاریخ سیاسی جهان را گذرانید. در این ایام، دو دولت در یک مرکز و بدون هیچ گونه مرزبندی ...
ادامه مطلب
مناجات زیبای امام خمینی (ره) در ماه مبارک رمضان
مناجات زیبای امام خمینی (ره) در ماه مبارک رمضان
خدایا! ما بندگان ضعیف هستیم، ما بندگانی هستیم که هیچ نداریم، ما هیچیم و هرچه هست تویی. ما اگر چنانچه خلاف می‌کنیم نادانیم، تو بر ما ببخش. تو ما را ...
ادامه مطلب
مقاله دهه فجر ۱۲بهمن بازگشت امام خمینی (ره) به ایران
مقاله دهه فجر ۱۲بهمن بازگشت امام خمینی (ره) به ایران
انسان های بپا خاسته و از جان گذشته با عزمی پولادین می روند تا سرنوشت مملکت خود را به دست بگیرند و همگی خواستار انحلال حکومت پهلوی و تشکیل ...
ادامه مطلب
آشنایی با روز بسیج فرمان تاریخی امام خمینی (ره) ۵ آذر سال ۱۳۵۸
آشنایی با روز بسیج فرمان تاریخی امام خمینی (ره) ۵ آذر سال ۱۳۵۸
هفته بسیج، بزرگ داشت جان فشانی هایی است که برای سربلندی این سرزمین صورت گرفته است. گمان غلطی است اگر بسیج را حاصل جنگ تحمیلی یا انقلاب اسلامی بدانیم. بسیج، ...
ادامه مطلب
نماهنگ :عبد صالح | از آمریکا می‌ترسید؟
نماهنگ :عبد صالح | از آمریکا می‌ترسید؟
خاطره‌ای از حضرت امام خمینی رحمه‌الله راجع به گروگان‌های آمریکایی به روایت رهبر انقلاب من و آقاى هاشمى و یک نفر دیگر -که نمى‌خواهم اسم بیاورم- از تهران به قم ...
ادامه مطلب
ویژه نامه ارتحال امام خمینی، دانلود فایل
کلیپ عبد صالح | آخرین ذکر
ویژه نامه ارتحال امام خمینی (ره)
فیلم مستند امام روح الله، پیرامون زندگی امام
نرم افزار ویژگی های بارز حضرت امام (ره)
۲۲بهمن روز پیروزی انقلاب اسلامی ایران. روز شمار
مناجات زیبای امام خمینی (ره) در ماه مبارک
مقاله دهه فجر ۱۲بهمن بازگشت امام خمینی (ره)
آشنایی با روز بسیج فرمان تاریخی امام خمینی
نماهنگ :عبد صالح | از آمریکا می‌ترسید؟
 رفیعی
نویسنده : رفیعی : A d m i n

صفحات : 1 2 3 4 5 6


نوشته شده در وصيتنامه امام خميني ره برچسب ها: امام خمینی


برچسب ها : امام خمینی

9 دی 22 بهمن آزادسازی سوسنگرد ابزار وبلاگ احادیث حضرت محمد(ص) اربعین حسینی ارتحال امام امام حسن عسگری (ع) امام حسن مجتبی(ع) امام خمینی امام رضا امام سجاد(ع) امام علی نقی(ع) امام محمد باقر علیه السلام امام محمد تقی امام جواد (ع) امام موسی کاظم (ع) امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) اندروید مذهبی بسیج بصیرتی بهجت فومنی بیانات رهبری تاسوعا حاج حسین سیب سرخی حاج قاسم سلیمانی حجاب حضرت ابوالفضل علیه السلام و روز جانباز حضرت خدیجه کبری حضرت زهرا علیهاالسلام حضرت زینب سلام الله علیها حضرت علی اکبر علیه السلام حضرت فاطمه زهرا علیها السلام حضرت معصومه سلام الله علیها دفاع مقدس رئیسی عزیز روز عرفه روز معلم شهید مطهری روز پدر ولادت حضرت علی روز کارگر زنده یاد آقاسی سالروز فتح خرمشهر سردار شهید علی خوش‌ روش‌ سیزده آبان شب قدر شهید عبدالرسول زرین شهید چمران ظهور امام زمان عاشورا علی اکبر شیرودی عید سعید قربان عید غدیر خم فلسطین قیام ۱۵ خرداد ماه رمضان محرم محمود کریمی مدافعان حرم مسابقات کارگران کشور میلاد با سعادت سالار شهیدان امام حسین میلاد حضرت محمد(ص).زندگی نامه نرم افزار داما ورود آزادگان ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله پارس خزر کربلایی جواد مقدم ۱۲ فروردین










ارسال مطلب به دوست
Close
Your Name
Friend Email
Enter Message To Friend












QR:  وصیت نامه امام خمینی(س)


https://papkh.com/?p=1723
  • تقویم سال ۱۴۰۴

  • پیام نوروزی به مناسبت آغاز سال ۱۴۰۴.
    پیام نوروزی به مناسبت آغاز سال ۱۴۰۴
    پیام نوروزی به مناسبت آغاز سال ۱۴۰۴
    پیام نوروزی به مناسبت آغاز سال ۱۴۰۴
    سال «سرمایه‌گذاری برای تولید» (1)
    سخن‌نگاشت | پیام نوروزی به مناسبت آغاز سال ۱۴۰۴
  • پیام نوروزی سال ۱۴۰۴


    نامه رهبری

    شهدای ایران اسلامی

  • شهید عبدالرسول زرین
    شهید عبدالرسول زرین
    شهید منصور ستاری
    شهید منصور ستاری
    1
    شهید هنرمند ابوالقاسم عسکری تپه
    سرتيپ خلبان شهيد جواد فکوري  (2)
    سرتيپ خلبان شهيد جواد فکوري
    برادران شهید علی” غلام رضا ” محمد ابراهیم ادبی مهذب.
    برادران شهید علی” غلام رضا ” محمد ابراهیم ادبی مهذب
    999
    سرلشکر خلبان شهید سید علی اقبالی دوگاهه
    cxfc
    شهید ولی فرزانه
    9952
    سردارشهید حسین املاکی
    asgharikhah-5 (2)
    سردار شهيد محمد اصغريخواه
    ahmad
    سرتيپ خلبان شهيد احمد پيشگاه هاديان
    SHAHID GILANI-
    شهيد سرتيپ سيد محمد علي عابديني گيلاني
    tytyt
    سرلشگر خلبان شهید حسین خلعتبری
    i
    سرلشکر خلبان شهید عباس دوران
    سردار شهید علی خوش‌ روش‌
    سردار شهید علی خوش‌ روش‌
    سردار شهيد عبدالحسين برونسي
    شهید سرهنگ خلبان غفور جدی اردبیلی
    شهید سرهنگ خلبان غفور جدی اردبیلی
    شهيد سرگرد خلبان علي اكبر شيرودي ؛ مالک اشتر جبهه ها (7)
    شهيد سرگرد خلبان علي اكبر شيرودي ؛ مالک اشتر جبهه ها
    شهید تیمسار خلبان عباس بابایی
    شهید تیمسار خلبان عباس بابایی
    MOUSA NAMJOO
    امير سرلشكر شهيد سيد موسي نامجو
    شهید حسین فرزانه
    شهید حسین فرزانه
    شهید غلامحسین‌ زمانی
    شهید غلامحسین‌ زمانی

  • احاديث معصومین(ع)

  • حدیث-گوهر-بار-از-امام-حسین
    حدیث گوهر بار از امام حسین
    امام-محمد-باقر-علیه-السلام
    چهل حدیث گوهر بار امام محمد باقر علیه السلام
    چهل-حدیث-از-امام-صادق-ع
    چهل حدیث از امام صادق (ع)
    امام-حسن-عسگری-۲
    احادیث امام حسن عسکری (ع)
    حدیث-حضرت-محمد-ص
    احادیث حضرت محمد (ص)






  •  

    موضوعات سایت

    • شهداي پارس خزر
    • شهدای استان گيلان
    • شهداي شاخص ايران
    • شهدای شاخص سال
    • انجمن پارس خزر
    • عملکرد پایگاه وانجمن
    • مذهبی


  • بیشترین بازدید امروز

    • کلیپ میلاد امام زمان حاج حسین سیب سرخی

    • شجره طیبه

    • دانلود مداحی محمود کریمی شب اول تا دهم محرم ۹۵

    • برادران شهید: علی” غلام رضا ” محمد ابراهیم ادبی مهذب. شهرستان فومن

    • دانش آموز بسیجی سید محمد علی فلاح عباسی




  • لینک سایتها

     

    • سايتهای مذهبی
      • امام خمینی (س)
      • مقام معظم رهبری
      • دفترمقام معظم رهبری
      • پاسخگويي به سوالات
      • سايت ايت الله بهجت
      • سايت بنياد انديشه
      • سايت اهل بيت
      • سايت مستضعفین TV
    • سايتهای خبری
      • سايت خبرگزاري فارس
      • سايت بسیج کارگری
      • سايت گرداب(سپاه)
      • سايت خبر آنلاين
      • سايت عصر ايران
      • سايت گيلانيان
      • سايت رجانيوز
      • سايت ايسنا
      • سايت تابناك
      • سايت آفتاب
      • سايت فرارو
      • سايت ايرنا
    • وبلاگ دوستان
      • بازدید از وبلاگ
      • بازدید از وبلاگ صالحین
      • وبلاگ شهیدان فرزانه
      • هیئت یابن طه (عج)
    • سايت پارس خزر
      • سايت پارس خزر
      • فروشگاه الکترونيکی
      • شرکت پخش پارس خزر
      • رسانه تصویری تبلیغاتی
      • پيشنهادات و انتقادات


  • آمار بازدید از سایت

    • 0
    • 13
    • 118
    • 1,705
    • 43
    • 292





















۲۲بهمن روز پیروزی انقلاب اسلامی ایران. روز شمار بهمن ۵۷ در یک نگاه

۲۲بهمن روز پیروزی انقلاب اسلامی ایران. روز شمار بهمن ۵۷ در یک نگاه

مهم‌ترین اتفاقات ۲۱ و ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به روایت مرکز اسناد انقلاب

مهم‌ترین اتفاقات ۲۱ و ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به روایت مرکز اسناد انقلاب

ولادت حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه و جشن نیمه شعبان.

ولادت حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه و جشن نیمه شعبان.

مقاله دهه فجر ۱۲بهمن بازگشت امام خمینی (ره) به ایران

مقاله دهه فجر ۱۲بهمن بازگشت امام خمینی (ره) به ایران

زندگینامه حضرت علی اکبر علیه السلام، روز جوان

زندگینامه حضرت علی اکبر علیه السلام، روز جوان

مختصری از زندگانی حضرت امام سجاد(ع)

مختصری از زندگانی حضرت امام سجاد(ع)

ولادت حضرت ابوالفضل علیه السلام و روز جانباز

ولادت حضرت ابوالفضل علیه السلام و روز جانباز

میلاد با سعادت سالار شهیدان امام حسین علیه السلام روز پاسدار

میلاد با سعادت سالار شهیدان امام حسین علیه السلام روز پاسدار

مبعث رسول اکرم (ص) [ ٢٧ رجب ]

مبعث رسول اکرم (ص) [ ٢٧ رجب ]

شهادت امام موسی کاظم علیه السلام

شهادت امام موسی کاظم علیه السلام

وفات حضرت زینب سلام الله علیها

وفات حضرت زینب سلام الله علیها

آسمانی‌شدن سردار سرافراز اسلام سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی

آسمانی‌شدن سردار سرافراز اسلام سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی

میلاد امام علی علیه السلام و روز پدر

میلاد امام علی علیه السلام و روز پدر

میلاد امام محمد تقی علیه السلام. امام جواد(ع)

میلاد امام محمد تقی علیه السلام. امام جواد(ع)

مردم در ۹دی بساط فتنه را جمع کردند

مردم در ۹دی بساط فتنه را جمع کردند

شهادت امام علی النقی الهادی

شهادت امام علی النقی الهادی

زندگینامه امام باقر علیه السلام

زندگینامه امام باقر علیه السلام

ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و روز مادر ( روز زن )

ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و روز مادر ( روز زن )

میرزا کوچک جنگلی و بخش پنهان شخصیت روحانی وی

میرزا کوچک جنگلی و بخش پنهان شخصیت روحانی وی

آشنایی با روز بسیج فرمان تاریخی امام خمینی (ره) ۵ آذر سال ۱۳۵۸

آشنایی با روز بسیج فرمان تاریخی امام خمینی (ره) ۵ آذر سال ۱۳۵۸

12345






























     
    Play sound

    Play sound

    Play sound

    Play sound

    Play sound
    test texyt Powered by | New Free Cell Phone Deals at iFreeCellPhones.com. | Thanks to Palm Pre, Game Music Soundtracks and Get a six pack